بالش وزارت / 704 - مسند وزارت
بخور به فتح اول جمع آن ابخره و بخورات / 178 - هر ماده خوشبوئى كه در آتش ريزند و بوى خوش دهد
بختى به ضم اول / 305 - نوعى شتر قوى و سرخ رنگ كه در خراسان و كرمان يافت مىشود ، شتر قوى دو كوهانه
بدرقه / 241 - نگاهبان ، قلاووز
بددل / 379 - ترسو
بد غريمى / 76 - بد حسابى
بد كيش / 426 - از عالم لامذهب
برائت ساحت / 180 - بىگناهى
بر اثر / 188 - به دنبال
بر سر / 9 - 384 - بالاى سر
بر سرى / 244 - علاوه بر
بركشيدگان / 136 - پروردگان
بركشيده / 176 - بالا رفته ، پرورده
بريد وهم به كسر دال / 186 - پيك خيال
بساط به كسر اول و در تداول فارسى به فتح / 275 - فرش ، گستردنى ، سفرهء چرمين
بستهء بند تقدير / 529 - مجبور
بستهء مهر / 88 - در بند محبت
بستر تمتع / 495 - به معنى
بصيرت ناقد / 94
بطانه به كسر اول / 669 - نزديك و محرم
بطن / 624 - قبيلهء كوچك ، گروه كمتر از قبيله
بلبل زبان به كسر لام / 489
بنده خانه به سكون ها / 693 - حجرهء خاص بندگان ، از عالم كفش كن و كلبه خرابه
بوادى حكم / 53 - سرزمين حكمرانى
بوستان ايمان / 227
به تكليف / 233 - به زور
به تلقين دولت / 163 - به تلقين بخت و اقبال
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 809
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٠٩