تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
اقطار 14 جمع قطر - گوشه‌ها ، اطراف اقطاع به كسر اول 195 - 583 - 584 - ملك يا قطعه زمين اكارم به فتح اول 617 جمع اكرم - جوانمردان اكحل « * » به فتح اول و سوم 463 - وريد ميانى دست كه رگ هفت اندام هم به آن مىگويند اكمام به فتح اول 172 جمع كم به ضم كاف و تشديد ميم - غلاف ميوه‌ها و مجازا به معنى ميوه‌ها التماس 636 - خواهش الماس صدف شكاف رجوليت 239 - كنايه از . . . الماس مژه 261 - كنايه از اشك چشم اماثل 70 جمع امثل - برتر امثله 701 - احكام امساك باران به كسر كاف 14 امكان 108 - دسترسى امير شهر 273 - رئيس پليس شهر امير عسس 222 - رئيس شبگردان و گزمه‌ها امهال به كسر اول 598 - روزگار دادن انام 168 - اسم جمع است به معنى مخلوق و آفريدگان انتما به كسر اول 621 - وابستگى ، انتساب انجاح به كسر اول 636 - برآوردن حاجت انتجاع 14 - طلب احسان و بخشش اندام نعيم 420 - اندام زيبا و متناسب انديشمند 167 - 175 - 178 - ترسان انساب به فتح اول 170 جمع نسب - نژادها - خويشاوندىها انگشت بر نمك زدن 293 - 335 انفت با سه فتحه 449 - ننگ اوام 248 - وام
هامش
*چشم ما خون دل و خون جگر از پس كه ريخت * اكحل و شريان ما را دم نخواهى يافتن( خاقانى )