فرستاد تا با لشكرى از آب جيحون عبور « 1 » كند و با عمرو مصاف كند .
امير اسماعيل لشكر برنشاند و از آب عبره « 2 » كرد « 3 » و گويند كه امير اسماعيل خزانه زيادت نداشت و لشكر او را استعدادى تمام « 4 » نبود تا غايتى كه « 5 » آوردهاند كه بيشترين « 6 » از آن لشكر را « 7 » ركابهاى چوبين « 8 » بود ، اما « 9 » پرهيزگارى ايشان به درجهاى بود كه تمامت « 10 » لشكر « 11 » گذرشان « 12 » بر ديوار باغى بود كه در آن « 13 » درختان سيب « 14 » بسيار بود « 15 » و آن درختان « 17 » سر از ديوار « 18 » برون كرده و تمامت « 19 » آن لشكر در زير آن درختان « 20 » بگذشتند كه يك « 21 » كس بدان « 22 » سيب « 23 » آسيب نرسانيدند « 24 » . و چون با عمرو ليث مصاف كردند و لشكر او « 25 » به « 26 » هزيمت رفتند « 27 » عمرو دستگير شد و او را بند كردند .
عمرو كس فرستاد و يكى از حجّاب خاص او را بخواند و بر وى پيغام فرستاد كه مرا مردى و لشكر تو منهزم نكرد « 28 » اما پرهيزگارى تو و ناپاكى من مرا در بند افكند « 29 » . اكنون قضاى كردگار كار خود كرد و تقدير از زير پردهء حكم جمال نمود و جز رضا به قضا و تسليم به حكم كردگار « 29 » سود نخواهد بود .
هامش
( 1 ) مج : عبره
( 2 ) بنياد : عبور
( 3 ) مپ 2 - امير . . . عبره كرد
( 4 ) مج - غايتى كه
( 5 ) مج : بيشتر
( 6 ) مج : بيشتر
( 7 ) متن - را ، مپ 2 - بيشترين از آن لشكر را ، مج + ها ، بنياد : بيشترين لشكر او را
( 8 ) مپ 2 : ركابهاى ايشان از چوب
( 9 ) مپ 2 : و
( 10 ) مپ 2 - تمامت ،
( 11 ) مپ 2 + او ، مج + را
متن و مپ 2 و مج - شان
( 12 ) متن و مج و بنياد + باغ
( 13 ) بنياد : پر سيب
( 14 ) مج : سيب رسيده بودند
( 15 ) مپ 2 - آن
( 17 ) مپ 2 : درختها ، بنياد + سيب
( 18 ) مج + باغ ، بنياد : باغ
( 19 ) مپ 2 :
همه بر آنجا
( 20 ) مپ 2 - آن لشكر . . . درختان
( 21 ) مج : هيچ
( 22 ) مج - كس بدان
( 23 ) مپ 2 + از آن ، مج + از آن سيب
( 24 ) متن : ننمود : مج : دست نزد ، بنياد : نرسانيده بود
( 25 ) متن و مپ 2 و مج و بنياد + را
( 26 ) مپ 2 و مج و بنياد - به
( 27 ) مپ 2 : كردند ، مج : دادند ، بنياد : كرد
( 28 ) مج : مرا تو نزدى و لشكر من تو منهزم نكردى
( 29 ) مج : مرا پرهيزگارى تو و بىباكى من بزد ، بنياد : پرهيزگارى تو بر ناپاكى من زد
مپ 2 - تقدير از . . . . نمود
مپ 2 - و تسليم به حكم كردگار ، مج : ازل