و مرا معلوم شده است كه اين خليفه مرا زنده نگذارد و آنچه من كردم در حضرت او از « 1 » جرأت و تعدى و « 2 » انتقام « 3 » ، او را باعث آيد تا « 4 » خون من بريزد .
و ولايت خراسان به تو خواهد داد و عهد بگذارد « 5 » و آنچه من كردم سزاى من بدهد « 6 » و عهد و لوا به تو فرستد « 7 » . پس طومارى به نزديك وى فرستاد و « 8 » گفت : من مال بسيار و خزاين و دفاين بىشمار دارم و آن جمله را « 9 » به تو مىسپارم تا ترا بدان استظهارى باشد « 10 » و اين طومار نسخت « 11 » آن خزينههاست « 12 » بايد كه جمله بردارى و در تصرف آورى . چون حاجب به نزديك امير اسماعيل آمد و پيغام بگزارد و طومار به وى داد امير اسماعيل آن طومار را سر نگشاد و در وى ننگريست و « 13 » آن حاجب را گفت : برو و تحيّت ما به دو برسان « 14 » و آن طومار بازبر و بگوى كه آنچه تو گفتى استماع كردم و بر مطاوى آن تمام « 15 » واقف گشتم و مرا وثوقى تمام بود « 16 » بر آنچه تو مغلوب و منكوب « 17 » خواهى شد از بهر آنكه بناى كار تو بر ظلم بود و هر بناى ملك « 18 » كه بر ظلم بود « 19 » استوار نباشد و هر اساس دولت كه آن بر « 20 » عدل نبود پايدار نباشد .
اما نسخهء آنچه « 21 » به نزديك من فرستادى از خزاين و دفاين « 22 » ، دانم كه ترا غرض از آن اخلاص نيست ، و « 23 » اين ساعت تو دل از جان برگرفتهاى و
هامش
( 1 ) متن - از
( 2 ) مج - و
( 3 ) مج + و تشقى
( 4 ) مپ 2 - آنچه من كردم . . . بدهد ،
( 5 ) متن و مپ 2 : عهد نگه دارد
( 6 ) مج - و عهد بگذارد . . . بدهد ، بنياد - سزاى من بدهد
( 7 ) مپ 2 و مج - و عهد و لوابه تو فرختد ،
( 8 ) مپ 2 - طومارى به نزديك وى فرستاد و
( 9 ) مج + به چند جاى دفن كردهام و چون حيات من متعذر خواهد بود
( 10 ) مپ 2 - تا ترا بدان استظهارى باشد
( 11 ) مج - به تو مىسپارم . . . طومار نسخت
( 12 ) مپ 2 : و طومار نسخه خزينهها بوى فرستاد
( 13 ) مپ 2 - و طومار به وى . . . ننگريست و
( 14 ) مپ 2 - و تحيت ما به دو برسان
( 15 ) مپ 2 - كه آنچه تو . . . آن تمام
( 16 ) مپ 2 - و مرا وثوقى تمام بود
( 17 ) مپ 2 + و مخذول
( 18 ) متن - ملك
( 19 ) مج : نهاده بود
( 20 ) مج : كه از
( 21 ) متن : آنچه نسخه
( 22 ) مپ 2 - از بهر آنكه بناى . . .
از خزاين و دفاين
( 23 ) مپ 2 : و دانم كه غرض تو آنست كه