اغنام و صدقه « 1 » آمدى آن گوسفندان را قسمت كردى و « 2 » نصيب خود بستدى .
و جمله را « 3 » بكشتى و گوشتها را « 4 » به صدقه دادى و پشمهاى آن برشتى و و از آن رسنها تافتى « 5 » و از پوستها انبانها ساختى و به وقتى كه به غزا رفتندى « 6 » هر كس از ياران او را « 7 » كه بدان احتياج بودى « 8 » و او را « 9 » توشه - دانى نبودى يكى از آن انبان او را دادى « 10 » . و مدتى امارت كرد و « 11 » چون وقت آن آمد كه دنيا را وداع كند او را « 12 » بديدند كه در آن « 13 » وقت نزع مىگريست . گفتند : ايها الامير ، موجب اين گريه چيست ؟ سلمان گفت : بر آن مىگريم كه دنيا را وداع بايد كرد . و « 14 » مصطفى « 15 » عليه السلام پيوسته مر ياران را وصيت كردى كه جهد كنيد تا از دنيا سبكبار رويد تا در عرصهء عرصات سبكبار باشيد « 16 » ، و من عظيم گرانبار مىروم « 17 » و مبلغى رخت و قماش « 18 » به خود جمع كردهام « 19 » . نگاه كردند ، در خانهء وى تغارى ديدند كه در آنجا آرد خمير كردى و مطهرهاى و پالان شترى و گليمى كه بر وى پوشيده بودند .
هزار نسيم رضوان به روان امراء صحابه « 20 » باد « 21 » .
حكايت ( 4 ) [ روايت عمر خليفه دوم سخن رسول صلى الله عليه و سلم را در باب حذيفة بن اليمان هنگامى كه حذيفه امارت يمن داشت و به مدينه آمده بود . ]
آوردهاند كه امير المؤمنين « 22 » عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه « 23 » مر حذيفة بن اليمانى « 24 » را به يمن « 25 » فرستاد و مثال اصدار فرمود بدان
هامش
( 1 ) مپ 2 : صدقه اغنام
( 2 ) مپ 2 - قسمت كردى
( 3 ) مپ 2 - بستدى و جمله را
( 4 ) مپ 2 : و جمله
( 5 ) بنياد : بافتى ، مپ 2 - و پشمهاى . . .
تافتى
( 6 ) مپ 2 - به وقتى كه به غزا رفتندى
( 7 ) متن - را ، مپ 2 - از ياران او را
( 8 ) متن : بودندى
( 9 ) متن و بنياد : بدادى و هر كس را كه
( 10 ) مپ 2 : به دو دادى
( 11 ) مپ 2 - مدتى امارت كرد و
( 12 ) مپ 2 :
وقت وفات او آمد .
( 13 ) مپ 2 و بنياد - آن
( 14 ) متن + لكن
( 15 ) متن + را
( 16 ) مپ 2 - تا در عرصه . . . باشيد
( 17 ) بنياد : گرانبارم
( 18 ) مپ 2 - و قماش
( 19 ) مپ 2 + چون
( 20 ) مپ 2 : روان او
( 21 ) بنياد - و مبلغى رخت . . . صحابه باد ، نسخه مج اين حكايت را هم ندارد
( 22 ) بنياد - امير المؤمنين
( 23 ) بنياد - رضى اللّه عنه
( 24 ) مج : اليمان
( 25 ) مج + به امارت