مأمون گفت : در ملت محمدى « 1 » مذاهب بسيار است « 2 » و اقاويل بىشمار و « 3 » حق يكى بيش نيست و هركس « 4 » آن را دعوى مىكند . من جواب دادم كه همه بندگان حق و حقيقتاند « 5 » و « 6 » روا باشد كه هر يك از مذهب خود به مقصد « 7 » حقيقت رسند « 8 » چنانكه در محسوس كعبه يكى است و « 9 » از جوانب به وى « 10 » آيند و همه به وى رسند
يَأْتِينَ
« 11 »
مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ
« 12 »
.
و در معقول نيز روا باشد « 13 » كه حق تعالى يكى بود و از مذاهب « 14 » به وى رسند « 15 » ، چون درست شده است كه حق « 16 » تعالى يكى است و او را مثل و مانند نيست « 17 » واجب كند كه مذاهب بسيار بود « 18 » تا در يگانگى شركت نرود « 19 » . مأمون را اين نكته پسنديده آمد و احسان تحسين ارزانى فرمود « 20 » . و در اثناى آن خوان آوردند و براى غسول « 21 » اشنان « 22 » و طشت و آفتابه حاضر كردند « 23 » و جام « 24 » اشناندان قدرى پنبه بود « 25 » و من در نگريستم و طشت و آفتابه « 26 » هر دو از « 27 » برنج ساده بود « 28 » از آن « 29 » بىتكلفى تعجب « 30 » كردم . و چون « 31 » طعام تناول كرده شد « 32 » مامون را گفتم كه « 33 » اين « 34 » بىتكلفى با منصب خلافت مناسبت
هامش
( 1 ) مج : محمد
( 2 ) متن - بسيار است
( 3 ) متن و مپ 2 - و
( 4 ) متن و مپ 2 + كه
( 5 ) متن و مپ 2 : حقوق حقيقت
( 6 ) متن و مپ 2 و بنياد - و
( 7 ) متن : قصد
( 8 ) متن : رسد
( 9 ) متن و مپ 2 + هر يك
( 10 ) متن و مپ 2 - به وى
( 11 ) بنياد - يأتين
( 12 ) مج -يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ( 13 ) مج : بود
( 14 ) مج : آن مذهب
( 15 ) متن و مپ 2 - در معقول نيز . . .
رسند ، مج : رسد
( 16 ) مج ؛ خداى
( 17 ) بنياد : نه
( 18 ) مج : مذهب بسيار كند
( 19 ) مج : برود
( 20 ) متن و مپ 2 - مأمون را . . . فرمود
( 21 ) مپ 2 : عنوان
( 22 ) متن و مج : اشنار
( 23 ) مپ 2 : آوردند ، مج :
حاضر كرده
( 24 ) متن و مپ 2 : صام ، بنياد : صمام تصحيح قياسى است
( 25 ) مج - و جام اشنان . . . بود
( 26 ) مج - و طشت و آفتابه
( 27 ) مپ 2 - از
( 28 ) مج + و من
( 29 ) متن و مپ 2 - آن
( 30 ) مپ 2 و بنياد : عجب
( 31 ) مج : چندانكه
( 32 ) مج + اشنان حاضر كردند و به تمام سادات قدرى پنبه بود ، بنياد + براى غسول اشنان حاضر كردند و صمام ايشان در آن قدرى نه بود ، متن و مج و بنياد + تعجب من زيادت شد
( 33 ) مپ 2 و مج - كه
( 34 ) مج + نوع