تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
پسران سعد « 1 » ابن نصر « 2 » ، ابراهيم « 3 » و عون و مسلمه « 4 » ، و ابراهيم مردى متمول بود و عون چيزى « 5 » زيادت نداشت و اما مردى « 6 » كسوب « 7 » بود و مسلمه در غايت فقر و فاقه و نهايت قلت بود « 8 » . چون اضطراب او « 9 » به حد كمال رسيد با برادر ميانگى خويش كه عون نام داشت حال خود باز راند و در كار خود از عون عونى خواست « 10 » و گفت « 11 » : برادرم ابراهيم « 12 » متمول است اگر مرا خدمتى فرمايد و « 13 » آنچه بيگانه را « 14 » مى « 15 » دهد به من دهد « 16 » او را « 17 » تفاوتى نكند و من آسوده بمانم . عون با ابراهيم حال « 18 » بازگفت . او اجابت كرد و مسلمه را به خدمت او برد ، و به خدمت‌هاى او قيام نمود « 19 » . و ابراهيم « 20 » تيمار كار او به تمامت واجب نمىداشت « 21 » تا روزى عون با امير « 22 » يوسف بوعلى « 23 » كه وكيل « 24 » كارخانه « 25 » متوكل « 26 » بود از هر نوع حكايت مىكرد . امير يوسف گفت : مرا مردى امين « 27 » حلال‌زاده مىبايد كه اشراف مطبخ را متقلّد « 28 » شود « 29 » تا اسراف و تعيير در آن مجال نيابد « 30 » . عون گفت : من برادرى دارم به راستى و امانت كامل اما در عهدهء خط و بلاغت او « 31 » نيم « 32 » . امير يوسف گفت : كار مرا كفايت تواند كرد او را
هامش
( 1 ) مج و بنياد : سعيد ( 2 ) مج - ابن نصر ، متن + ابن ابى ، بنياد + ابن ( 3 ) مپ 2 + نامى ( 4 ) مپ 2 - مسلمه ( 5 ) مج : مردى ( 6 ) مج : مرد ( 7 ) بنياد : به كسوت ( 8 ) مپ 2 - و نهايت قلت بود ( 9 ) متن - او ، مج : مسلمه ( 10 ) مج : طلبيد ( 11 ) متن + كه ( 12 ) مج + مردى ( 13 ) مپ 2 - مرا خدمتى فرمايد و ، مج - و ( 14 ) مج : مرا ( 15 ) مج - مى ( 16 ) مج - به من دهد ( 17 ) متن + هيچ ، مپ 2 - او را ( 18 ) مج + او ( 19 ) مپ 2 - و به خدمت . . . نمود ، مج : و مسلمه به خدمت‌هاى پسنديده او مىبود ( 20 ) مج + هم ( 21 ) مپ 2 : واجب داشت ، مج : رعايت او به واجبى نمود ( 22 ) متن و مپ 2 : ابو ( 23 ) مج : بوما ، بنياد : ابو على ( 24 ) بنياد + در ( 25 ) مپ 2 : خانه ( 26 ) مپ 2 : او ( 27 ) متن و مپ 2 - امين ( 28 ) بنياد : مطبخ مرا مقلد ( 29 ) مج : مطبخ به دو سپرم ( 30 ) مپ 2 و مج - تا اسراف . . . نيابد ( 31 ) متن - او ( 32 ) بنياد : نيستم ، مپ 2 - اما در . . . نيم