فرمانبردارى كردن ، و اكنون « 1 » برافتادند و محو گشتند « 2 » و كار ايشان با خداى افتاد ، و ما امروز رعيت امير المؤمنينايم ميان خوف و اميد « 3 » مانده و عيال و اطفال ما چشم بر راه نهاده و هزار خلق دلها بر ما بسته « 4 » تا « 5 » ، چون بازگرديم ، و فرمان امير المؤمنين « 6 » در باب ما چه باشد ؟ و هرچه « 7 » رأى امير المؤمنين بيند صواب و صلاح آن باشد . سفّاح بسيار بگريست چنان كه آب از چشم او بر بساط چكيد و گفت : بنشين اى پير كه مردمان شام را گناهى نبود ، اگر اهل بيت سلطنت « 8 » قرارگاه خويش در بوادى حكم « 9 » ايشان ساختند ، و اگر « 10 » گناهى بود « 11 » ايشان را به متابعت كردن آن طايفه را در باطلها ، و شادمانى نمودن « 12 » به فتحهاى ايشان ، ما عفو كرديم و خطاهاى ايشان به كرم درگذاشتيم ، و ايشان را زينهار داديم و ايمن گردانيديم تا در راحت افتند و در روزگار ما آسوده گردند و به خرمى و خوشدلى گذرانند « 13 » ، كه ايزد تعالى خاندان ما را شفاى دلهاى رنجور « 14 » گردانيده است . و بفرمود تا ايشان را تشريفها دادند و بهخوبى بازگردانيدند و اين عفو را سردفتر فصول مكارم اخلاق ساخت « 15 » .
[ مشورت كردن پادشاه عجم با يكى از خاصان در حق مجرمى و به خلاف گفتهء او عمل كردن ]
حكايت ( 13 ) آوردهاند كه در روزگار ملوك عجم يكى از مقربان پادشاه جرمى كرده بود و پادشاه بر وى متغير شده بود « 16 » و در معرض تعريك و « 17 » تعذيب افتاد « 18 » . روزى پادشاه با يكى « 19 » از خواص خود در باب آن مجرم مفاوضت
هامش
( 1 ) مپ 2 + ايشان
( 2 ) مپ 2 - و محو گشتند .
( 3 ) مپ 2 : رجا ، مج : بيم و اميد .
( 4 ) مپ 2 - و هزار خلق دلها بر ما بسته .
( 5 ) مج : كه .
( 6 ) مپ 2 و مج : فرمان خليفه به حق .
( 7 ) مپ 2 + را .
( 8 ) متن و مپ 2 :
امت .
( 9 ) مج : در زمين .
( 10 ) مج + نيز .
( 11 ) متن و مپ 2 : كردند .
( 12 ) متن و مپ 2 + و .
( 13 ) مپ 2 - و به خرمى و خوشدلى گذرانند ، مج : و خوشى زندگانى كنند .
( 14 ) مپ 2 و مج :
رنجوران .
( 15 ) متن و مپ 2 : است .
( 16 ) مج : متغير شد
( 17 ) مپ 2 و مج - تعريك و .
( 18 ) مج : آورد و تاديب كشيد .
( 19 ) مج - با يكى .