[ رنجيدن مأمون از قاضى يحياى اكثم و عفو كردن او ]
حكايت ( 11 ) و هم از وى نقل كردهاند كه يحيى اكثم كه « 1 » از مقربان خاص « 2 » او بود روزى در خدمت او نشسته بود و در اثناى محاورت « 3 » بر لفظ مأمون سخنى رفت و يحيى آن را تصديق نمىكرد « 4 » . مأمون متغير شد و آثار غضب « 5 » بر وى ظاهر گشت « 6 » . يحيى از پيش مأمون بيرون رفت و در خانه متقاعد شد و اين معنى بابو المعالى ايوب و غسّان عبّاد بازگفت و از بىخردى كه كرده بود « 7 » با ايشان « 8 » حكايت كرد و هردو « 9 » به خدمت « 10 » آمدند و در موقف خدمت بايستادند و گفتند كه : شنيدهايم كه بر خاطر مبارك امير المؤمنين از قاضى يحيى كراهيتى پديد آمده است « 11 » ، و امير المؤمنين « 12 » داند كه ما بندگان « 13 » بىصنايع عواطف « 14 » در موقف خدمت چون كاه « 15 » بودهايم اما به تربيت او « 16 » به مراتب شريف و مقامات « 17 » رفيع « 18 » رسيدهايم ، و هريك از ما شاخى « 19 » است در باغ احسان و اصطناع آن حضرت . اگر آب دهد سايهور و ميوهدار گردد « 20 » و اگر آب بازگيرد بىبرگ و بىنوا شويم ، اگر خدمتى نماييم اميدوار انعام باشيم و اگر خطا كنيم نظر بر عفو و اغماض داريم . و پيشينيان گفتهاند كه : اميد بندگان به رحمت خداوندان بر مقدار سوابق « 21 » نعمت ايشان « 22 » است . هركس « 23 » كه انعام بيش يافته باشد « 24 » چون گناهى كرده آيد « 25 »
هامش
( 1 ) متن - كه .
( 2 ) متن : خواص ، مج : از خواص و مقربان .
( 3 ) مپ 2 و مج : محاوره .
( 4 ) مج : نكرد + و مأمون به سه كرت مكرر ميكرد و چون انكار به سهبار رسيد و
( 5 ) مج + روى .
( 6 ) مج : شد .
( 7 ) متن : بازگفت .
( 8 ) مپ 2 - و از بىخردى كه كرده بود با ايشان .
( 9 ) مج - هر دو .
( 10 ) مج + امير المؤمنين .
( 11 ) مج : شنيدهايم كه بر راى مبارك امير المؤمنين تغيرى راه يافته است .
( 12 ) متن و مپ 2 + را .
( 13 ) متن و مپ 2 - داند كه ما بندگان .
( 14 ) مج 2 + او .
( 15 ) متن و مپ 2 : خدمت بارگاه .
( 16 ) مج - او .
( 17 ) متن : مقاماتى .
( 18 ) مج : رفعت .
( 19 ) مپ 2 و مج : نهالى .
( 20 ) مپ 2 و مج : گرديم .
( 21 ) متن و مپ 2 - برحمت خداوندان بر مقدار سوابق .
( 22 ) متن و مپ 2 - ايشان .
( 23 ) مج : هركجا .
( 24 ) مج : باشند .
( 25 ) مج : كنند .