خدمت او آمد و بارخواست « 1 » ، و چون حاجب به سمع امير المؤمنين رسانيد كه سّلام بن ابرش « 2 » بار مىخواهد « 3 » مأمون فرمود كه او را بگويند كه دى « 4 » روز به نزديك محمد برادرم « 5 » بودى و از راه اتحاد و فرط اخلاص دم يگانگى مىزدى و او را بر خلع كردن من بعث « 6 » و تحريض مىكردى ، امروز آمدهاى تا مرا بفريبى و خدمت من « 7 » دريابى « 8 » . حاجب چون آن فصل در پيش سّلام ابرش « 9 » بازگفت سّلام ابرش گفت امير المؤمنين را بگوى كه اين سنّت « 10 » عتاب از كجا آوردهاى . ما خدمت پدران « 11 » تو كردهايم و با كرم طبع و حسن عهد ايشان خو كرده و بر آن نشو و نما « 12 » يافته و در حجر ايشان پرورش يافته « 13 » ، اگر گناه كردهام « 14 » ايشان عفو كردهاند و تو خلف آن سلفى « 15 » و در آن صدفى .
حاجب چون « 16 » اين كلمات به سمع مأمون رسانيد آثار خجلت بر « 17 » روى او ظاهر شد و « 18 » فرمود كه : راست مىگويد و همين واجب كند او را بگويند كه راست گفتى و گناه « 19 » ترا عفو كردم و منزلت ترا زيادت از آن گردانيدم كه تو اميد داشتى « 20 » . پس حاجب را گفت : او را درآور و سوگندش ده تا چون درآيد با ما عتاب نكند كه خجالت ما زيادت گردد . و چون درآمد او را بسيار تربيت فرمود و سخن هيچ منقطع نگردانيد از بيم آنكه نبايد كه كلام عتاب كند « 21 » و اين همه از حسن خلق او بود و السلام .
هامش
( 1 ) مپ 2 + كه درآيد .
( 2 ) مج : ابو نواس .
( 3 ) مپ 2 - و چون حاجب . . . . مىخواهد .
( 4 ) مج : دو سه .
( 5 ) مج : برادرم محمد .
( 6 ) مج : حث .
( 7 ) متن - من ، مپ 2 - و خدمت من .
( 8 ) مپ 2 - دريابى .
( 9 ) مج سلام ابرش .
( 10 ) متن و مپ 2 : سبب .
( 11 ) مج : برادران
( 12 ) مپ 2 : و در تربيت ايشان پرورش .
( 13 ) مپ 2 - و در حجر ايشان پرورش يافته .
( 14 ) مج - ايشان خو كرده . . . . اگر گناه كردهام .
( 15 ) مپ 2 - خلف آن سلفى .
( 16 ) مپ 2 - چون .
( 17 ) مج + صفحه .
( 18 ) مپ 2 - آثار خجلت بر روى او ظاهر شد و .
( 19 ) مپ 2 - راست گفتى و گناه .
( 20 ) مپ 2 - كه تو اميد داشتى .
( 21 ) متن - از بيم آنكه نبايد كه كلام عتاب كند ، مپ 2 - و سخن هيچ متقطع . . . . عتاب كند .