خمرست در اجزا و اعضاى خمرخوار « 1 » ، و همچنانكه مردم « 2 » از شراب مست شود « 3 » و از وى حركات نامتناسب در وجود آيد از غضب همچنان بىخود شود « 4 » و از وى افعال قبيح ظاهر شود ، و حال مردم خشمآلود « 5 » بعد از آنكه ساكن شده باشد مشابهتى عظيم دارد به حال مستى كه از خواب مستى بيدار شود و يا « 6 » از مقام سكر به حد استقامت « 7 » رسد . پس « 8 » بايد كه با خود مقرر كنى كه هرگاه « 9 » كه اثر خشم در تو « 10 » پديد آيد هيچكس را عقوبت نفرمايى و به يقين بدانى كه فوت نخواهد شد « 11 » و صبر كنى تا غضب بر تو « 12 » ساكن گردد « 13 » و از « 14 » حال او تفحص بليغ واجب داشته « 15 » شود « 16 » . اگر مستحق ادب باشد به قدر جنايت « 17 » او را عقوبت كنى و اگر مستحق عفو باشد از وى درگذارى و اين معنى در اول به طبيعت تو عظيم گران آيد و اما چون عادت شود و « 18 » طبيعت با آن الفت گيرد اين خصلت ترا خلقى شود . آن پادشاه از وى « 19 » اين معنى « 20 » قبول كرد و اركان دولت خود را بر راه كرد « 21 » كه در حالت قوت غضب هركس را كه عقوبتى فرمايم بايد كه شما آنرا در توقف داريد « 22 » تا يك روز بر آن بگذرد ، آنگاه به من رجوع كنيد ، اگر بار ديگر فرمان دهم امضا كنيد . چون اين
هامش
( 1 ) مپ 2 : اعضاى او .
( 2 ) مج : مرد
( 3 ) متن و مپ 2 : شوند .
( 4 ) مپ 2 :
از غضب همين آيد ، مج : بىخويشتن شود .
( 5 ) مپ 2 : گين ، مج : آلوده
( 6 ) متن و مپ 2 : نه .
( 7 ) مج : افاقت .
( 8 ) مپ 2 پس .
( 9 ) مج : هرگاهى .
( 10 ) مپ 2 : كه در اثر خشم كه در تو .
( 11 ) مپ 2 - و به يقين بدانى كه قوت نخواهد شد .
( 12 ) مج - بر تو .
( 13 ) مج : شود .
( 14 ) مپ 2 : در .
( 15 ) مپ 2 و مج - داشته .
( 16 ) مپ 2 : آيد ، مج : بينى .
( 17 ) متن و مپ 2 : خيانت .
( 18 ) مپ 2 : به .
( 19 ) مج - و اين معنى در اول . . . . پادشاه در وى .
( 20 ) مج + از وى .
( 21 ) مپ 2 و مج : گفت + بايد .
( 22 ) مج : شما را در توقف داشت آن امر مىفرمايم .