پيوسته طبيبان را مهيا مىداريم تا اگر ناگاه مرضى هايل « 1 » شود در « 2 » معالجت آن معاجلت « 3 » نمايند « 4 » ، و بيماريهاى اخلاق كه در نهاد ما سرشته شده است به طبيب « 5 » محتاجترست « 6 » و فكرت بر دفع آن مقصور كردن مهمتر « 7 » . پس يكى را « 8 » از علما كه بر قول و علم وى وثوقى تمام داشت « 9 » بخواند و جاى « 10 » خالى كرد و گفت : ترا از « 11 » ميان آنها به جهت آن برگزيدم تا نصيحت مشفقانه دريغ نفرمايى و اخلاق بد و افعال مذموم « 12 » را كه در من هست « 13 » به « 14 » وعظ و نصيحت مداوات واجب بينى . و يكى از آن جمله آنست كه من مردى تيز خشمام و غضب « 15 » بر من مستولى است و هرگاه كه « 16 » مرا خشمى « 17 » برمىآيد « 18 » من « 19 » مغلوب سلطان غضب مىشوم . اين يك علت را علاج فرماى .
آن بزرگ گفت : پادشاه بايد كه داند كه آفريدگار « 20 » او را « 21 » بر كل خلايق مسلط گردانيده « 22 » است و دست او بر كافهء « 23 » رعايا مطلق كرده « 24 » و امر او نافذ و حكم او حتم « 25 » و فرمان او مطاع است و او را در هرحال كه خواهد « 26 » تأديب و تعذيب و بذل و عطا هست ، بايد كه به يقين بداند كه غضب در نهاد بنى آدم بر مثال
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج - هايل
( 2 ) مج - در
( 3 ) مپ 2 و مج - آن معاجلت
( 4 ) مپ 2 : كوشند
( 5 ) مپ 2 : طبيعت
( 6 ) مج : محتاج نيست
( 7 ) مج : مقصور كردن نه
( 8 ) مپ 2 - را
( 9 ) مج + او را
( 10 ) مج - جاى
( 11 ) مپ 2 : در
( 12 ) مج : مذمومه
( 13 ) مج :
منست
( 14 ) مج : بنقيع
( 15 ) مج : و يكى از آن جمله اينست كه خشم و غضب
( 16 ) مپ 2 : و چون
( 17 ) مپ 2 : خشم
( 18 ) مپ 2 : مىگيرد
( 19 ) مپ 2 - من
( 20 ) مج - آفريدگار .
( 21 ) مج - را .
( 22 ) مج - گردانيده .
( 23 ) مپ 2 - كافه .
( 24 ) مج : است
( 25 ) مپ 2 و بنياد - و حكم او حتم .
( 26 ) مج + امكان .