گردانيد « 1 » .
[ طعام خوردن حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السلام با كودكان كوى ]
حكايت ( 8 ) آوردهاند كه روزى امير المؤمنين حسين بن على « 2 » رضى اللّه عنه « 3 » در راهى مىرفت و به « 4 » جماعتى از كودكان بر « 5 » گذشت كه چيزى مىخوردند . كودكان او را گفتند يا امير « 6 » با ما موافقت كن و « 7 » انگشت بر نمك زن . امير المؤمنين حسين رضى اللّه عنه « 8 » از اسب فرود آمد و با ايشان بنشست و « 9 » طعام بخورد . پس « 10 » ايشان را گفت : من با شما طعام خوردم اكنون شما « 11 » با من موافقت كنيد و به وثاق من آييد تا طعامى كه باشد به يك جاى تناول كنيم « 12 » . پس آن كودكان را به خانه برد و طعامى كه داشت پيش ايشان آورد و بخوردند . امير المؤمنين حسين گفت كه : كرم ايشان زيادت بود كه ايشان در كرم بادى بودند و سابق ، و ديگر آنچه داشتند پيش آوردند ، و آنچه داشتيم پيش نياورديم . و آن كمال انصاف از آن « 13 » تواضع زيادت بود . « 14 »
[ كمك كردن معتصم پيرمرد خاركن را ]
حكايت ( 9 ) آوردهاند كه امير المؤمنين معتصم « 15 » روزى نشاط شكار فرموده بود ، و در اثناى آن از چشم خلق دور افتاد و از لشكر جدا ماند « 16 » ، و در ميان « 17 » راه به موضعى رسيد . پيرى را ديد كه لاشه « 18 » خرى را « 19 » خاربار كرده بود و آن خار « 20 » افتاده « 21 » و پير منتظر مانده تا كسى برسد و او را يارى
هامش
( 1 ) نسخه بنياد اين حكايت را ندارد .
( 2 ) مپ 2 و بنياد - ابن على .
( 3 ) بنياد : 4 .
( 4 ) بنياد - به
( 5 ) متن : بر
( 6 ) متن و بنياد : كه .
( 7 ) متن و بنياد + با ما .
( 8 ) مپ 2 و بنياد - حسين رضى اللّه عنه .
( 9 ) مپ 2 بنشست و .
( 10 ) مپ : و .
( 11 ) مپ 2 + نيز .
( 12 ) مپ 2 - تا طعامى كه باشد بيك جاى تناول كنيم .
( 13 ) بنياد - آن ،
( 14 ) مپ 2 : و آن از كمال انصاف بود .
( 15 ) بنياد : معتصم خليفه .
( 16 ) مپ 2 و بنياد - و از لشكر جدا ماند .
( 17 ) مپ 2 : آن .
( 18 ) متن و مپ 2 - لاشه .
( 19 ) متن - را ،
( 20 ) بنياد + از پشت آن خر .
( 21 ) مپ 2 :
خرى را با خار در وحل افتاده .