كه خداى عز و جل ترا ثروتى داده است و مالى كرامت كرده چرا بر سر راه نشستهاى و خود را بر خلق عرضه « 1 » گردانيدهاى . فرمان بر آن جمله است كه « 2 » از سر راه برخيزى و در گوشهاى بنشينى و در تعهد ملك « 3 » خود مشغول باشى تا از تعرض سخط ما ايمن باشى « 4 » . و چون مثال بدان مرد رسيد از سر آن راه برخاست و آن خير منقطع شد . و اركانان « 5 » دولت امير اسماعيل از آن معنى تعجب نمودند ، كه امير اسماعيل پادشاهى نيكوسيرت فائض انعام بود و ايام دولت او به اقامت خيرات و ادامت طاعات « 6 » و مطاوعت مستغرق بودى و كس ندانست كه سبب منع كردن آن مرد « 7 » را از مهمانى كردن « 8 » چه بود . تا يكى از خواص دليرى كرد « 9 » و در مقام خلوت « 10 » از امير اسماعيل سؤال كرد كه سبب چه بود كه امير « 11 » آن مرد « 12 » را از مهمانى « 13 » منع فرمود « 14 » ؟
امير اسماعيل گفت : مردى از رعايا بر سر راهى بنشيند و دست به افاضت انعام و افادت احسان برگشايد و مايده بسط كند و صادر و وارد را « 15 » به خوان احسان خود نشاند تا زبانها به ذكر « 16 » او گردان شود و دلها به محبت او مايل گردد و بدانسبب دماغ او خلل كند و نخوتى در باطن « 17 » وى پديد آيد « 18 » . و شايد بود « 19 » كه رغبت خلق به موافقت و مصادقت او مر ويرا حامل « 20 » گردد « 21 » و باعث آيد بر آنكه « 22 » عمال ما را تمكين نكند و در اداى
هامش
( 1 ) مج : عرضه خلايق
( 2 ) متن + اگر
( 3 ) مپ 2 و مج : مال
( 4 ) متن : شوى
( 5 ) مج : اركان
( 6 ) بنياد : خيرانديش
( 7 ) متن : او را مطاوعت ، مپ 2 و بنياد - و ايام دولت . . . . . مستغرق بودى مج + خير
( 8 ) مج : از آن مهماندارى و نيكوكارى ، بنياد : از سر راه نشستن و مهمانى مردم كردن
( 9 ) مپ 2 - دليرى كرد
( 10 ) مج : از خواص روزى
( 11 ) مج + مر
( 12 ) مج + مهمان
( 13 ) مپ 2 - چه بود كه . . . . مهمانى
( 14 ) مپ 2 : اين منع چه بود
( 15 ) مپ 2 - را
( 16 ) مج : شكر
( 17 ) متن : ظاهر
( 18 ) مپ 2 - و نخوتى . . . . آيد
( 19 ) مج - بود
( 20 ) متن و مج : حاصل ، بنياد - او مر ويرا حامل
( 21 ) بنياد : كشد + و بعد از آن كه ياران موافق بهم رسند
( 22 ) متن و مپ 2 و بنياد - باعث آيد بر آنكه