در بقاى « 1 » اين زن باشد ، چه اگر او را نكشم هرگاه كه شاه خواهد اين غرض به حصول پيوندد اما اگر كشته شود او را باز زنده كردن متعذر باشد . و شايد كه پادشاه پشيمان شود و « 2 » به كينهء او در جان من قصد كند . پس زن « 3 » را به حرم خود برد و اسباب او مهيا گردانيد و هم درحال حجام را بخواند و خود را خصى كرد « 4 » و آن « 5 » آلت خود را در حقهاى نهاد و مهر كرد و به خدمت پادشاه آورد و عرضه داد « 6 » و گفت « 7 » كه خواهم « 8 » كه پادشاه « 9 » برين حقه مهر خود نهد و مر خازن را بفرمايد كه به وجه امانت اين را در خزانه نهد تا به هروقت كه اين بنده بخواهد بازدهد « 10 » . پادشاه مهر خود بر آنجا نهاد و به خازن سپرد . وزير در تعهد زن انواع تلطف « 11 » به جاى مىآورد « 12 » چندانكه مدت حمل به سر آمد و مر آن زن را پسرى آمد كه « 13 » دايهء او خورشيد شايستى و اتابك او جمشيد . وزير در پرورش او « 14 » همه « 15 » شفقتها بهجاى آورد « 16 » و بر « 17 » تربيت او عنايت مىكرد « 18 » تا پسر هفت ساله شد . روزى وزير در خدمت كيخسرو نشسته « 19 » بود و از هر نوع مفاوضت پيوسته « 20 » . ناگاه « 21 » كيخسرو بادى سرد از صميم دل گرم برآورد چنانكه وزير از آن متفكر شد « 22 » . پرسيد كه موجب دلتنگى و تفكر « 23 » پادشاه جهان « 24 »
هامش
( 1 ) مج : ابقا
( 2 ) مج - او را باز زنده . . . . . پشيمان شود
( 3 ) مج : دختر
( 4 ) مج : و بفرمود تا او را خصى كند
( 5 ) مپ 2 و مج - آن
( 6 ) مج :
داشت ، مپ 2 - و عرضه داد
( 7 ) متن و مج - و گفت
( 8 ) مج - خواهم
( 9 ) مج + بايد
( 10 ) مج : بازخواهد برساند
( 11 ) متن و بنياد : لطف و لطافت ، مج : لطف
( 12 ) متن و بنياد + و در تربيت او عنايت پادشاهانه مبذول مىداشت
( 13 ) متن - و مر آن زن را پسرى آمد ، مپ 2 : پسرى آورد كه
( 14 ) مج + بغايت
( 15 ) مپ 2 - همه
( 16 ) مج : رسيده
( 17 ) مج : در
( 18 ) مج : پدرانه مبذول مىداشته
( 19 ) مج - نشسته
( 20 ) مج - و از نوع مفاوضه پيوسته
( 21 ) مج : كه
( 22 ) مچ : گشت
( 23 ) مپ 2 و مج - تفكر
( 24 ) مپ 2 و مج - جهان