بر « 1 » افروزد و خاك در ديدهء خرد « 2 » اندازد « 3 » . ابو « 4 » نصر مشكان را بفرمود تا به نزديك او نامه نويسد « 5 » به تعريض نه به تصريح و « 6 » او را از غلام ترك خريدن منع كرد « 7 » . ابو نصر مكتوب در قلم آورد به نزديك او مشتمل بر آنكه صاحب جليل « 8 » خوارزمشاه ما را يادگار پدر عزيز است و ما او را به محل عم مشفق خود مىدانيم « 9 » و پيوسته از وى « 10 » صدق و اخلاص و فرط اختصاص « 11 » مشاهده كردهايم « 12 » و ما را به مكان او اعتضادى « 13 » تمام و وثوقى « 14 » كامل « 15 » است و هنوز رسم « 16 » حاجبى بزرگ به اسم « 17 » اوست « 18 » و على قريب كه كار « 19 » مىكند به نيابت او مىكند . و شايد كه مهمى افتد كه ما او را براى مصالح كلى به حضرت خوانيم . و به سمع ما مىرسد كه در غلام ترك خريدن و سلاح ايشان ساختن غلو مىكند . پس اگر چنان بود « 20 » كه او را روزى « 21 » به غزنين بايد آمد و حاشيه و غلامان او بسيار باشند ، همانا كه اينجا رنج بينند ، چه گفتهاند كه غزنين آخر « 22 » سبكتكين « 23 » است . اگر درين معنى فكرت كند هرچند كه حشمت او « 24 » عزت « 25 » موكب ما باشد كه يكى از بندگان ما به درجهاى « 26 » رسد كه هزار يا دوهزار « 27 » غلام ترك دارد اما حال نفقات غزنين مىداند ، و اگر اينجا آيد به هيچ حال غلام نتواند
هامش
( 1 ) مج - بر
( 2 ) متن : خود
( 3 ) مج + پس
( 4 ) مپ 2 : امير
( 5 ) مج + و
( 6 ) مج - و
( 7 ) مج و بنياد : كند
( 8 ) متن : جريك ، مپ 2 : خريد
( 9 ) مپ 2 : مىداريم
( 10 ) مج + جز
( 11 ) مپ 2 - و فرط اختصاص
( 12 ) مج : نكردهايم
( 13 ) مپ 2 : اعتمادى ، بنياد :
اعتقادى
( 14 ) متن و بنياد - وثوقى
( 15 ) مپ 2 - و وثوقى كامل
( 16 ) مج : اسم
( 17 ) مج : رسم
( 18 ) مپ 2 : او نيست
( 19 ) مج :
كارى كه
( 20 ) متن و مپ 2 و بنياد - و شايد كه مهمى افتد كه ما . . . .
پس اگر چنان بود
( 21 ) مج : روزى او را
( 22 ) بنياد : احرى
( 23 ) مج : سنگين
( 24 ) متن و مپ 2 : و
( 25 ) مج : عز
( 26 ) مج :
بدان درجه
( 27 ) متن : يا ده ، مپ 2 : يا ده هزار