خانه آورد اين زن با وى خصومت كردى و مرد در دست او فرومانده بود .
با رسول عليه السّلام ازين زن شكايت كرد . رسول فرمود : اگر مىخواهى كه « 1 » اين زن « 2 » ترك اين عادت بگويد مرا دعوتى بساز و چنان كن كه در وقت درآمدن و بيرون آمدن من از خانهء تو زن تو « 3 » مرا ببيند و در پيش من آيد « 4 » .
مرد به خانه آمد و زن را خواهش كرد تا دعوتى بساخت . مهتر عليه السلام با صحابه به خانهء آن مرد آمدند ، چون به در خانه رسيدند آن مرد زن خود را گفت : پيش مصطفى بازرو تا نظر مبارك او بر تو افتد . زن پيش خدمت رسول عليه السلام بازآمد و او را خدمت كرد . چون مهتر عليه السلام درآمد و طعام بياوردند و ياران از خوردن طعام فارغ شدند قصد رفتن كردند . آن مرد زن را گفت : پيش خدمت مصطفى رو و بر در بايست تا نظر مبارك وى بر تو افتد . زن برفت . چون ياران بيرون آمدند زن نعرهاى بزد و بيهوش بيفتاد . مرد به سر زن درآمد و آب بر روى زن زد تا به هوش بازآمد . زن را گفت كه چه ديدى ؟ گفت : به وقت آمدن « 5 » مهتر عليه السّلام و ياران او « 6 » بر سر هر يكى از ايشان طبقى ديدم كه سر آن پوشيده « 7 » به خانه ما « 8 » درآمدند ، چون بازمى « 9 » گشتند با هريكى سر خوكى ديدم كه مىبردند « 10 » . آن مرد اين معنى در خدمت رسول عليه السّلام بازگفت . رسول عليه السّلام فرمود كه : كار مهمان « 11 » چنين باشد « 12 » كه چون آيند « 13 » روزى با خود بيارند « 14 » و چون بروند « 15 » گناه خداوند خانه با خود ببرند « 16 » . زن چون « 17 » اين سخن « 18 » بشنيد ترك
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 + تا ، مج + تا از
( 2 ) مج + شكايت نكنى و زن تو
( 3 ) متن - تو ، مج - زن تو
( 4 ) مپ 2 - و پيش من آيد
( 5 ) مپ 2 : درآمدن
( 6 ) متن + كه درآمدند
( 7 ) مج و بنياد : طبقى مىديدم سرپوشيده كه
( 8 ) متن و مج - ما
( 9 ) مج - مى
( 10 ) مج + مى
( 11 ) مپ 2 : مهمانان
( 12 ) مج : همچنين است
( 13 ) مج : بيايد
( 14 ) مپ 2 : آورند ، مج : بيارد
( 15 ) مج : برود
( 16 ) مج : ببرد + آن سر خوكان عبارت و كنايت از گناهست آن
( 17 ) مپ 2 - چون
( 18 ) مج : حديث