كه او را عزيز دارى « 1 » ، اگر مرد بزرگ باشد آن عزيز داشتن تو حق بزرگى او بود و اگر دون و فرومايه باشد آن احسان محض « 2 » فضل و كرم تو باشد « 3 » و تقصير در باب مستحق ندامت است و اما كرم و لطف در حق نا اهل موجب ندامت نيست .
بيت
تا بتوانى زير سپهر گردان * با دشمن و با دوست به شادى گذران
[ حجاج يوسف باوجود شهرت به ظلم مهماننواز و سفرهدار بود ]
حكايت ( 10 ) حجاج يوسف اگر چه مردى سايس و ظالم « 4 » افتاده « 5 » بوده است « 6 » فاما در نان دادن و خوان نهادن « 7 » كس با او مساوات « 8 » نكرده است . مىآرند در هر موضع كه لشكرگاه كردى هركه بودى از لشكر و رعيّت او بايستى كه « 9 » به خوان او حاضر « 10 » باشد « 11 » و اگر حاضر نشدى « 12 » او را عتاب كردى . روزى بر منظر نشسته بود و در سراپردهاى دود كردند .
بفرمود كه خداوند سراپرده « 13 » را حاضر كردند و او را گفت در وثاق خود چرا طعام مىپختى « 14 » ! چون در مطبخ ما به جهت شما طعام مىسازند . گفت :
يا امير « 15 » ، بيمارى در خانه داشتم و از جهت او مزورهاى مىساختم . حجاج اطبا را بخواند و گفت : هر مزوره كه بيماران را به كار شود نسخت كنيد و « 16 » به مطبخيان « 17 » دهيد تا هرروز « 18 » مىسازند و مىدهند « 19 » تا اگر كسى رنجورى
هامش
( 1 ) مج - هر مسلمانى . . . عزيز دارى
( 2 ) متن و مپ 2 - محض
( 3 ) مج : كرم و لطف و فضل باشد
( 4 ) مج + بود و
( 5 ) مپ 2 - افتاده ، مج : قتل ، بنياد :
قتال
( 6 ) مج : پيشه داشت
( 7 ) مپ 2 : و ضيافت كردن
( 8 ) متن : مقاومت ، مپ 2 : تقصير ، مج : كسى بر وى مسابقت
( 9 ) مپ 2 - بايستى كه
( 10 ) متن + و حاصل
( 11 ) مپ 2 : آمدندى
( 12 ) متن : نشدندى
( 13 ) مپ 2 :
خانه
( 14 ) مج : ساختى
( 15 ) متن + المؤمنين
( 16 ) مج + آن تذكره
( 17 ) مپ 2 - مطبخيان
( 18 ) متن و مپ 2 : در مطبخ
( 19 ) مپ 2 - و مىدهند مج : و بسازند + و ندا كنند