[ دزدى به راهنمايى حسن بصرى توبه كرد و از ثروتمندان شد ]
حكايت ( 5 ) آوردهاند كه مردى بود كه دزدى كردى و راه زدى و مال « 1 » از آن نوع بهدست آوردى . شبى « 2 » ندامتى در دل او آمد . با خود انديشه كرد كه هر امروزى را فردايى هست « 3 » و هر بدى را « 4 » مكافاتى « 5 » ، تا كى عمر در ضلالت و بطالت گذارى « 6 » و مال مسلمانان به غصب ستانى « 7 » . چون روز شد « 8 » آن مرد « 9 » به خدمت شيخ زمانه و مقتداى يگانه حسن بصرى رحمة اللّه عليه آمد و بر دست او « 10 » توبه كرد و روزگار خود « 11 » را در صلاح و عفاف مىگذرانيد و در استرضاى خصمان مىكوشيد « 12 » . چون كسبى و حرفتى نمىدانست آنچه در « 13 » مدت بطالت از « 14 » اموال جمع شده بود صرف كرد و « 15 » فرزندان او بىبرگ و ضايع « 16 » ماندند « 17 » و همهروز او را ملامت مىكردند كه در آن ايام كه نسيم توبه بر « 18 » نهاد نهال تو نوزيده بود ما از شاخ عمل « 19 » تو ميوهء تمتع « 20 » مىيافتيم و اكنون بىبرگ و بى « 21 » نوا ماندهايم . و مرد به تحريض زن و فرزند « 22 » كه وسيلت فتنهء « 23 » مردان ايشانند چنان كه خداوند سبحانه و تعالى « 24 » مىفرمايد
أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ
، عزم توبه شكستن درست كرد . به نزديك « 25 » شيخ آمد و گفت : اى « 26 » خواجه « 27 » به تنگ آمدهام و اهل من برگ ندارند « 28 » ، من بر سر كار خود « 29 » باز « 30 » خواهم رفت . حسن بصرى
هامش
( 1 ) مپ 2 + مسلمانان
( 2 ) مج + تاب
( 3 ) مج : است
( 4 ) متن - را
( 5 ) مپ 2 + هست
( 6 ) مج : گذرانيدن
( 7 ) مج : به غصب و جور ستدن ، مپ 2 - و مال . . . ستانى
( 8 ) مج : روز ديگر صبح صادق عالم ظلمانى را نورانى كرد
( 9 ) مج - آن مرد
( 10 ) مپ 2 - بر دست او
( 11 ) متن + را ، مج - خود
( 12 ) مپ 2 - و در استرضاى . . . كوشيد ، مج + و
( 13 ) مج - در
( 14 ) مج - از
( 15 ) مپ 2 - آنچه در . . . صرف كرد و
( 16 ) مپ 2 - و ضايع ، مج + مى
( 17 ) مج : شدند
( 18 ) متن : در
( 19 ) متن و مپ 2 : عهد
( 20 ) بنياد + پىدرپى
( 21 ) مج - بى
( 22 ) متن : مرد
( 23 ) متن و مپ 2 - فتنه .
( 24 ) مپ 2 : تبارك و تعالى ، مج : قران بيان
( 25 ) مپ 2 : به نزد
( 26 ) مپ 2 و مج - اى
( 27 ) مپ 2 و مج + من
( 28 ) مج : برگ بىبرگى نمىدارند ، بنياد : بىبرگ و نوااند
( 29 ) مپ 2 : به سر كار خود ، مج : به سر كار خويش
( 30 ) مپ 2 - باز