[ روايت صحيح بخارى از زن بدكارهاى كه به جهت شفقت بر سگى سعادت هدايت يافت ]
حكايت ( 4 ) و از نظاير و امثال آن اين خبر است « 1 » كه محمد اسماعيل بخارى در صحيح خود آورده « 2 » كه رسول خداى صلى اللّه عليه و آله و سلم چنين فرموده است « 3 » كه زنى بود در زمان پيشين كه متابعت هواى « 4 » نفسانى و مشايعت وسواس شيطانى كردى « 5 » و روزگار « 6 » خود در « 7 » فسق و هواپرستى مشغول « 8 » داشتى . و كنيزكان نابكار « 9 » داشت كه اسباب « 10 » فساد بديشان « 11 » صيد كردى ، و خانهء او « 12 » مسكن او باش و جوانان بىسامان بودى « 13 » . روزى مست و مخمور به صحرا آمده بود و در راهى مىرفت . ناگاه « 14 » سگى را ديد در راه نشسته و « 15 » تشنه شده و از شدت عطش زبان از دهان بيرون كرده « 16 » و بر اثر او مىآمد تا « 17 » آن زن به سر چاهى رسيد لكن « 18 » دلو و رسن « 19 » نبود .
آن زن چادر از سر برگرفت « 20 » و موزه از پاى بيرون كرد و چادر « 21 » در موزه « 22 » محكم ببست و از آن چاه آب بركشيد و بدان سگ داد . عنايت ازلى در آمد « 23 » و چون شب دررسيد در خواب چنان ديد كه كسى او را مىگويد :
اى زن كار از سرگير كه جملهء ناپارسايى و رسوايى تو را « 24 » در كار سقايى سگى « 25 » كرديم « 26 » . زن از آن خواب بيدار شد و از جملهء متعبدان و زهّاد زمانه گشت .
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : آوردهاند ، بنياد : اين خبر صحيح است
( 2 ) متن و مپ 2 و مج + است
( 3 ) مپ 2 : فرموده
( 4 ) مج : هواجس
( 5 ) متن : ابليس كرد ، مپ 2 : ابليس كردى
( 6 ) متن : روز
( 7 ) متن و مج و بنياد : را بر
( 8 ) مج و بنياد : مصروف
( 9 ) مج : پاكيزهروى ، بنياد : بلايهكار
( 10 ) مج و بنياد : ارباب
( 11 ) متن : بدان
( 12 ) مج + را
( 13 ) مپ 2 - و خانه او . . . بودى
( 14 ) مپ 2 - ناگاه
( 15 ) مپ 2 و مج و بنياد - در راه نشسته
( 16 ) مپ 2 : زبان به در انداخته ، بنياد : افكنده
( 17 ) مپ 2 - تا
( 18 ) مپ 2 - لكن ، مج : و ليكن
( 19 ) مج + و چرخ
( 20 ) متن و مپ 2 : بازكرد
( 21 ) مپ 2 - چادر ، مج + را
( 22 ) مپ 2 :
آن
( 23 ) مج : و از آن معفرت خدا حاصل كرد ، بنياد : از موزهء پاى دست موزهء مفغرت حاصل كرد
( 24 ) مپ 2 - را
( 25 ) متن - سگى
( 26 ) متن + كه سگى را سقايى كردى ، مج : كردند .