و بفرمود تا « 1 » روغن بياوردند « 2 » و به دست خود روغن « 3 » در آن سگ ماليد و آن خدمتگار را فرمود : كه دانم كه تو از من بهتر « 4 » نهاى ، هرروز دوبار خواهم كه روغن در « 5 » ين سگ مالى « 6 » . بامداد و شبانگاه او را يك من نان « 7 » راتب « 8 » فرمود تا مدتى برآمد آن سگ موى برآورد و قوّت گرفت و بر « 9 » در خانهء رئيس ملازمت كرد و از آنجا دور تر نرفت « 10 » . چون « 11 » بعد از مدتى رئيس را « 12 » وفات رسيد « 13 » يكى از بزرگان آن زمان « 14 » او را بهخواب ديد « 15 » كه در بهشت مىخراميد . از وى پرسيد « 16 » كه خداى تعالى با تو چه كار « 17 » كرد ؟
گفت : چون « 18 » مرا در خاك « 19 » نهادند فريشتگان « 20 » عذاب درآمدند و قصد من كردند و من دل بر عذاب مؤبّد « 21 » نهادم ، ناگاه « 22 » نسيم رحمت بوزيد و نداى « 23 » بشارت « 24 » برسيد « 25 » . يكى را ديدم از ملايكه كه بيامد « 26 » و آن جماعت را « 27 » گفت : از وى دور شويد كه او سگى بود از سگان دوزخ ، اما او را در كار سگى كرديم « 28 » تا عالميان « 29 » را بدانند كه رحمت ما را قلت « 30 » نيست و اكرم الاكرمين ماييم « 31 » و كرم ما را نهايت نيست « 32 » .
هامش
( 1 ) مپ 2 + پارهاى
( 2 ) مپ 2 : بياورد
( 3 ) مج - روغن
( 4 ) مج :
محتشمتر ، بنياد : محترمتر
( 5 ) مج + اندام
( 6 ) مپ 2 - و آن خدمتگار را فرمود . . . مالى
( 7 ) متن - او را يك من نان ، مپ 2 : و هرروز يك من نان او را مج و بنياد - يك من نان
( 8 ) مج و بنياد : راتبه
( 9 ) متن - بر
( 10 ) مپ 2 - و از . . . نرفت
( 11 ) مپ 2 - چون ،
( 12 ) مپ 2 - را
( 13 ) مپ 2 : يافت
( 14 ) مپ 2 - يكى . . . زمان
( 15 ) مپ 2 : ديدند
( 16 ) مپ 2 : پرسيدند
( 17 ) مپ 2 و مج - كار
( 18 ) مپ 2 - چون
( 19 ) مپ 2 : گور
( 20 ) مج : فرشتگان
( 21 ) مپ 2 : بر عقوبت
( 22 ) مپ 2 : آنگاه
( 23 ) متن : بدان ، مپ 2 - ندا ،
( 24 ) متن و مپ 2 + بشارت
( 25 ) متن : رسيد ، مپ 2 : رسانيد
( 26 ) متن + به نزديك
( 27 ) مپ 2 - يكى را . . . جماعت را
( 28 ) مپ 2 : كردند
( 29 ) متن + را
( 30 ) مپ 2 : ما قلب
( 31 ) مج - و اكرم . . . ماييم
( 32 ) مج : غايت نى