حكايت « 1 » روشن مىشود كه اگر حلم او بر كمال نبودى ، هم در اولبار « 2 » او را چنان مهجور كردى كه بيش از آن « 3 » مجال خدمت وى ميّسر نشدى ، اما چون حلم او به كمال بود حق « 4 » انّ « 5 » حسن العهد من الايمان را رعايت « 6 » مىكرد كه نام او به عدل در اقصاى عالم منتشر شد . « 7 »
[ شعر ابو زياد نعمى در احوال منصور عباسى و خشمگين شدن او ]
حكايت ( 45 ) آوردهاند كه امير المؤمنين منصور « 8 » سائس و كشنده بوده است و در جمع مال حريص . هرگاه كه به منبر برآمدى و خطبه گفتى در اثناى خطبه « 9 » وعظ گفتى و خلق را بسيار گريانيدى و خود بگريستى و از دنيا بسيار تحذير نمودى و در شبها نماز بسيار كردى و تختى بود كه بر آن نشستى و مصحفى و لوحى و دواتى « 10 » پيش نهاده داشتى « 11 » و چون نماز را سلام دادى دوات در پيش نهادى « 12 » و آنچه او را در نماز ياد آمدى « 13 » بر لوح ثبت كردى و بامداد به امضاى آن مشغول شدى ، يكى را مىكشت « 14 » و ديگرى را تعذيب مىكرد « 15 » . يكى بود از فحول شعرا كه او را بوزباد نعمى « 16 » خواندندى و اين بيت انشا كرد . « 17 »
تزّهد « 18 » فى الدّنيا و انت تحبّها * مكب بثدييها « 19 » تمص « 20 » و ترضع
هامش
( 1 ) مپ 2 : حال
( 2 ) مج : كرت اول
( 3 ) مج : بيشتر
( 4 ) متن + حق
( 5 ) متن : آن
( 6 ) متن : تا اين غايت
( 7 ) مپ 2 - كه اگر حلم او بر كمال . . . منتشر شد + كه تا ان حد حلم ورزيد كه نام وى در اقصاى عالم منتشر شد . بنياد - اما چون حلم . . . منتشر شد
( 8 ) مج + عظيم
( 9 ) مپ 2 + و
( 10 ) مپ 2 - و دواتى
( 11 ) مپ 2 : بودى
( 12 ) مج :
نهاده داشتى
( 13 ) متن : ياد آمده بودى
( 14 ) مج : مىكشتى
( 15 ) مج : مىكردى
( 16 ) مپ 2 : بو زياد ، مج : ابو زياد فقيهى ، بنياد : ابو الزياد نعمتى
( 17 ) مج : امير المؤمنين را شعرى گفت برين نسق چنانچه مطلع اينست
( 18 ) متن و بنياد : تذهب
( 19 ) متن و مج و بنياد : الدنيا .
( 20 ) مپ 2 و مج و بنياد : بمص