آنگاه اين بخواند :
بيت
گر دوست جفا كند وفا خواهم كرد * اى دوست بگويم كه چرا خواهم كرد
بىدوست بماندهام بهر رنج دلى * با دوست چو دشمنان جفا خواهم كرد « 1 »
شعر
و كنت اذا الصّديق « 2 » اراد غيظى * و اشرقنى له غصص بريقى « 3 »
غفرت ذنوبه و كظمت غيظى * مخافة ان اعيش بلا صديقى
[ پادشاهى از عجم كه طاقت سياست هيچ مجرم را نداشت ]
حكايت ( 38 ) گويند در حدود پارس پادشاهى بود به كمال علم « 4 » و جمال « 5 » حلم موصوف و معروف « 6 » و از غايت حلم و نهايت بردبارى هرگز هيچكس را « 7 » سياست نكردى . اكابر حشم عرضه داشتند كه خلق از تو نمىترسند و از حلم و بردبارى تو خوف از ميان برداشتهاند « 8 » . جواب داد كه : آفريدگار بىآنكه من مسلمانى را بكشم و بنيانى « 9 » كه كردگار برآورده است « 10 » ويران كنم ، كار مملكت منتظم « 11 » مىدارد . و اركان دولت ويرا بر آن تحريض مىنمود « 12 » تا روزى شخصى را از ارباب سلاح « 13 » به تهمتى منسوب كردند كه وى به خصمى « 14 » ملك ميل نموده است و او لشكرى را « 15 » استدعا كرده و بدينسبب مستوجب كشتن
هامش
( 1 ) چنين است در متن و مپ 2 ، ضبط نسخهء مج چنين است : بىدوست بمانده از بهر رنج دلى صفا خواهم كرد ، بنياد : از آوردن ابيات عربى و فارسى خوددارى كرده است .
( 2 ) متن : الصديقى ، مپ 2 : صديق .
( 3 ) مج : و اشرقنى على حننق شرهى .
( 4 ) متن - علم .
( 5 ) مج - علم و جمال .
( 6 ) مج : و به جمال عدل آراسته
( 7 ) متن - كس را .
( 8 ) مپ 2 : نمىترسند و گستاخ شدهاند ، مج : نمىترسند و باك نمىدارند .
( 9 ) مج : بنايى .
( 10 ) مپ 2 : پروردگار برآورده است ، مج : گرد برآورده است .
( 11 ) مج + مرا .
( 12 ) مپ 2 : مىكردند ، مج :
مىنمودند .
( 13 ) مپ 2 - از ارباب سلاح ، مج : صلاح .
( 14 ) مج : خصم
( 15 ) متن - را ، مج : و او را ، بنياد : و لشكرى را + به قتل ملك .