ديمقرودس گفت : معاذ اللّه من بر « 1 » پسر چگونه گريه كنم « 2 » و « 3 » به « 4 » بصيرت ناقد و « 5 » راى ثاقب دانسته بودم « 6 » كه در « 7 » بهار حيات « 8 » هيچ گل نشكفد كه خريف اجل « 9 » آن را پژمرده نكند و بر كارگاه حدوث هيچ كسوت وجود « 10 » نبافتند « 11 » كه فرسودهء دست فنا نگردد و لكن « 12 » اشارت عقل و تنبّه حكمت ما را معلوم گردانيده است كه « 13 » هر مخلوقى را اجلى « 14 » مقدّرست كه چون نازل گردد ارتحال « 15 » به دار آخرت يك لحظه « 16 » اهمال و تأخير احتمال نكند چنان كه حق تعالى « 17 » مىفرمايد :
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
. و در آن حالت كه فرزند من كشته شد اگر كشتن نبودى هراينه « 18 » به سببى ديگر هلاك شدى . اكنون گريستن من بر « 19 » آن مسكين است « 20 » تا نام وى بهسبب خونريزى « 21 » در جريدهء مجرمان و بزهكاران « 22 » ثابت مىشود « 23 » . و تا نفس به كمال حكمت مؤيّد نباشد او را اين « 24 » قوّت « 25 » نتواند بود كه شفقت او مر كشندهء پسر خود را شامل باشد .
هامش
( 1 ) متن - بر ، مپ 2 : به
( 2 ) مج : گريد + انكس .
( 3 ) مج : نه
( 4 ) مج : بر
( 5 ) مپ 2 - بصيرت ناقدو
( 6 ) مج : بود
( 7 ) متن و مپ 2 - در
( 8 ) مج - حيات
( 9 ) مج - اجل
( 10 ) مج - وجود
( 11 ) متن و مپ 2 و مج : نيافتند
( 12 ) مج - لكن
( 13 ) مج - كه
( 14 ) مج : اجل
( 15 ) مج + او
( 16 ) مج : لحظهاى
( 17 ) مج :
عزاسمه
( 18 ) مپ 2 - هراينه
( 19 ) - مپ 2 - بسبب
( 20 ) مج :
گريستن من بر فرزند خويش نيست بر كشنده فرزند من است كه واسطه هلاك فرزند من آن مسكين شده است
( 21 ) مپ 2 : ريختن
( 22 ) مپ 2 - و بزهكاران
( 23 ) مج : شد
( 24 ) متن : آن
( 25 ) مپ 2 : تحمل