خوان بازكشيد و انواع « 1 » اطعمه بياورد و لكن هريسه نبود . امير المؤمنين خجل شد « 2 » . پرسيد « 3 » نگفته بودم كه هريسهاى بساز ؟ گفت : يا امير المؤمنين فراموش كردم و مرا معذور دار كه « 4 » از من بزرگتر « 5 » هم فراموش كرده است « 6 » و رسم نسيان در جهان « 7 » آورده . « 8 » گفت : آن كى « 9 » بود ؟ گفت : آدم عليه السلام « 10 » چنان كه خداى تعالى مىفرمايد
فَنَسِيَ
« 11 » . امير المؤمنين « 12 » گفت : ما نيز با تو همان كنيم كه خداى تعالى با آدم كرد ، جزاى او « 13 » آنكه « 14 » فرمود از سراى ما « 15 » يعنى « 16 » بهشت بيرون رو .
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً
« 17 » . ما ترا نيز از خوان سّلارى « 18 » معزول كرديم و ازين خدمت معاف داشت « 19 » و زيادت ازين نگفت . و گويند كه « 20 » حميد طوسى كه از جملهء جباران بود آن ساعت « 21 » حاضر بود چون او « 22 » برين مطبخى « 23 » بيش ازين عتاب « 24 » نكرد در تاب شد و چون به وثاق خود آمد مطبخى خود را « 25 » صد دره بزد . مطبخى گفت : گناه من چيست ؟ گفت : گناه تو آنكه مطبخى امير المؤمنين هريسه فراموش كرده است و اگر كسى به نظر فكرت
هامش
( 1 ) مپ 2 : از هر نوع .
( 2 ) مپ 2 - خجل شد .
( 3 ) مپ 2 : گفت
( 4 ) مچ + پيش .
( 5 ) مپ 2 + در جهان ، مج + از من .
( 6 ) مپ 2 : كردهاند .
( 7 ) مج + او
( 8 ) مج - و رسم نسيان در جهان آورده ،
( 9 ) مپ 2 و مج : كه .
( 10 ) مج - عليه السلام .
( 11 ) مج + افلايرون .
( 12 ) مج + مأمون .
( 13 ) متن - او .
( 14 ) مج : آن بود كه او را .
( 15 ) مپ 2 - جزاى او آنكه فرمود از سراى ما .
( 16 ) مج - يعنى .
( 17 ) مپ 2 - قال اهبطوا منها جميعا .
( 18 ) مپ 2 و مج : سالارى
( 19 ) مج : داشتيم .
( 20 ) مپ 2 - گويند كه .
( 21 ) مپ 2 : جا .
( 22 ) مج : از .
( 23 ) مج - برين مطبخى .
( 24 ) مپ 2 : زيادت .
( 25 ) مج + بدين سبب .