قانون اوّل
در ديانت حكّام و سلاطين « 1 » : بدان كه سلطان عادل و پادشاه ديندار بايد كه « 2 » در هر مجلس و انجمن بلكه در سرّ و علن ، به « 3 » تعظيم احكام الهى و تقويم شعاير ملّت حضرت رسالت پناهى ، اهمال جايز ندارد « 4 » ، به نوعى كه اگر در خلوتى باشد كه غير حقّ بر حال او بصير و خبير نباشد « 5 » ، چون كتاب اللّه و خطاب رسول اللّه ، عليه صلوات اللّه ، به ميان آيد ، به صورت و معنا اجلال و اعظام آن دو « 6 » التزام نمايد و چون به مقتضاى شريعت ، حكمى از احكام لازم آيد و اگرچه بر نفس او و اولاد « 7 » و خواصّ دولت او باشد ، در اجراى آن اهمال و مساهله ننمايد و از روى اخلاص به اطاعت و انقياد آن مسارعت و مبادرت كند و در امضاى حكم اللّه تفاوت ميان گدا و شاه نبيند « 8 » . چرا كه چون سلطان بر اين قانون « 9 » سلوك نمايد ، « 10 » با وجود مثوبات اخروى و قربت حقّ ، سبحانه و تعالى ، دو فايدهء عظيمه در كارخانهء سلطنت او به ملك و دين او مترتّب « 11 » شود « 12 » : يك فايده آنكه اين فعل جميل او دستورالعمل اتباع و اشياع او گردد و همگى سپاه و رعيّت از روى رغبت و رهبت به متابعت شريعت ، معتاد و آميزگار « 13 » شوند ، كه قاعدهء « 14 » النّاس على دين ملوكهم 86 مقرّر است . و اين معنا به حسب خاصيّت ، به انتظام مصالح مملكت و التيام مناظم دين و دولت منتهى شود . چرا كه همگى « 15 » محكومان سلطان دانند « 16 » كه او « 17 » از سر اخلاص و اعتقاد ، مطيع احكام الهى است و ديگرى را مجال عدول و انحراف نماند و به مسلكى غير طريق مستقيم شريعت انعطاف نجويد و چه ضابطهاى جهت ملك و مال بهتر از قانون شرعى است و چه دستور در نسق خيل و سپاه ، مضبوطتر از آيين سنن نبوى است « 18 » .
هامش
( 1 ) . م : - در ديانت حكّام و سلاطين .
( 2 ) . م : آنكه .
( 3 ) . م : در .
( 4 ) . م : ندارند .
( 5 ) . م : نبود .
( 6 ) . م : - دو .
( 7 ) . م : + ارقاب .
( 8 ) . م : ننمايد .
( 9 ) . م : قاعده .
( 10 ) . م : + و عمل مقرر دارند .
( 11 ) . س ، م : مرتّب .
( 12 ) . م : - عظيمه در كارخانهء . . . مترتّب شود ، + عظيم در ملك و دين او در كارخانهء سلطنت مرتّب گردد .
( 13 ) . س ، م : آموزگار .
( 14 ) . م : - قاعدهء .
( 15 ) . م : - همگى .
( 16 ) . م : به حقيقت دانند .
( 17 ) . م : سلطان .
( 18 ) . م : + و من يعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوى القلوب .