شهوت مقيّد ساخت و از مقام قربت بيرون انداخت ، « 1 » با اولاد آدم هم به عداوت اصلى و خصومت جبلّى ، به ضرورت خواهد پرداخت كه وعيد پرانذار « 2 »
وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
، در قرآن مبين « 3 » مبيّن اين معناست .
شعر « 4 »
تو را به ملك ادب 48 « 5 » تهنيت كنم روزى * كه تو به مردى بر نفس خود ظفر يا بى
و ليكن هر سعادتمندى كه بر مسند خلافت و سلطانى ، از آفت شرور شيطانى به پناه عنايت « 6 » رحمانى درآيد و در تحسين ملكات نفسانى و تملّك زمام قواى « 7 » غضبى و شهوانى ، به متابعت سنّت انبيا و اوليا و مشايعت راى روشن « 8 » ائمّهء هدا و خلفا گرايد ، « 9 » لاجرم آن مرتبهء سرورى را به وجود او سرافرازى و افتخار بود و در ادراك مطالب و اوطار ، منظور انظار تأييد آفريدگار شود و چون رهنمونى طريقهء سعادت و نجات و اهتدا يافتن به منهاج مستقيم و علوّ « 10 » درجات موقوف بر انبا و اخبار انبيا و رسل است و به اشعار و ايما ، هاديان سبل و سلاطين را پىروى آن طريق قويم لازم و متحتّم است ، پس هرچه از مشكات نبوّت مصطفوى به مصباح زبان روشنضميران علم و درايت ظاهر شود ، و از لگن انجمن ولايت مرتضوى بر شمع تابان بيان صاحبان « 11 » وراثت ، تابان و باهر گردد ، يقين كه از روشنى آن چراغ فروزان به راه صواب ، مهتدى توان شد و به لمعان مصباح بيان روشن « 12 » آن زمرهء « 13 » دانشوران به نعيم جاودان منتهى توان گشت .
بيت
هر كاو ز صدق دم زند ار 49 « 14 » يك نفس بود * چون صبح روشنىّ جهانيش در قفاست
بدان « 15 » كه اصول اخلاق و ملكات كريمه كه شرط تحقّق « 16 » خلافت رحمانى است و
هامش
( 1 ) . م : - و از مقام . . . انداخت .
( 2 ) . م : كه عهد فبعزّتك .
( 3 ) . س : - مبين .
( 4 ) . م : بيت .
( 5 ) . م : ابد .
( 6 ) . م : هدايت .
( 7 ) . م : قوتهاى .
( 8 ) . م : - روشن .
( 9 ) . م : اند .
( 10 ) . م : - علوّ .
( 11 ) . م : + رتبيت .
( 12 ) . م : - به راه صواب . . . روشن .
( 13 ) . م : جماعت .
( 14 ) . س ، م : دم زد اگر .
( 15 ) . م : + اكنون .
( 16 ) . م : نخستين .