هر آينه دواعى اخلاص و خدمتكارى و بواعث حقشناسى و شكرگزارى ، به اين معنى رهنمون شد « 1 » كه چنانچه با « 2 » وظايف صلوات بر حضرت رسالت ، صلوات الرّحمن عليه و آله و صحبه ، دعاى آل نبى لازم و متحتّم است ، در ثناگويى خاندان آل عثمان و بسط ستايش شاهان اين دودمان آسمان « 3 » اركان ، بعد از اداى رواتب دعاگويى سلطان زمان و خسرو خسروان اهل ايمان ، بسط اللّه ظلاله على اماكن الموحّدين بكلّ مكان ، مدحت و دعاى اصل و فرع به قانون مقرّر شرع باشد « 4 » ، اوّلا به اسم سامى خلف خلافت شعار سلطانى و ثانيا ثناى « 5 » اعظم اخلاف خاندان عثمانى ، اعنى پادشاه كريم الاخلاق و وارث سرير قيصرى بالارث و الاستحقاق ، آنكه صيت لطف و احسانش در كشور السنه و افواه مشهور است و آثار مرحمت و امتنانش بر مملكت دلها موفور ، بلكه غيرمحصور ، و در نوازش فقيران خاكسار چون خورشيد سپهر اقتدار به ذرّهپرورى ، آموزگار است و در افاضهء نوال بىشمار ، بر سكنهء امصار برارى و بحار چون سحاب پر باران بهار ، در گلشن خواطر ، نضارتبخش چمن و گلزار است « 6 » .
شه عالىتبار از آل عثمان * به جسم سلطنت در رتبهء جان
ولىّ العهد سلطان زمانه * هماى دولت اين آشيانه
خلافت را به ذات او مباهات * نعوت سلطنت مخصوص آن ذات
سزاى تخت و تاج قيصرى او * به اخلاق و صفات سرورى او
نسيبى از تبار پادشاهى * حسيبى وصف او ظلّ « 7 » الهى
كفش درياصفت پيوسته در جوش * لبش از غير احسان گشته خاموش
زلال لطفش از سر « 8 » چشمهء نور * ز جام جود او هر سينه مسرور
لواى همّتش بر هفت اورنگ * فضاى رحمتش افزون ز فرسنگ
درون سينهاش روشن به اخلاص * دلش همچو [ ن ] چراغ خلوت خاص
هامش
( 1 ) . س : بكنند .
( 2 ) . م : در .
( 3 ) . س : - آسمان .
( 4 ) . س : - باشد .
( 5 ) . م : - ثانيا ثناى .
( 6 ) . م : + مثنوى .
( 7 ) . م : فضل .
( 8 ) . س : - سر .