هر فاختهاى ساخته نايى دارد * هر بلبلكى زير و ستايى دارد
( منوچهرى ، ديوان 149 ، نيز رك . 138 ، 152 )
ص 194 س 12 چهار طبع : طبع يعنى سرشت و نهاد و مزاج و چهار طبع اشاره است به همان عقيدهء قديمى حكماى يونان كه مزاج مردم را بر چهار دسته تقسيم مىكردند بر حسب اخلاط چهارگانه و آنان را صفراوى ، سوداوى ، بلغمى و دموى مزاج مىناميدند ( نيز رك . ص 395 و 435 همين كتاب ) .
ص 194 س 14 محاكى : از محاكاة يعنى مشابه شدن و حكايت كردن قول و فعل كسى را بىزياده و نقصان ( منتهى الارب ) و محاكى بمعنى مقلد و مسخره و بذلهگوست ( فرهنگ نفيسى ) .
ص 195 س 3 مقامرى : مركب از مقامر ( - قمارباز ) + ى ( مصدرى ) بمعنى قمار كردن ؛ رك .
ص 340 كتاب حاضر : « مقامر » .
ص 195 س 5 زخمه : آلتى كوچك كه بقول مؤلف برهان قاطع چوبكى بوده و معمولا فلزى است و با آن سيمهاى ساز را به صدا درمىآورند : مضراب .
گفتى رگ جان مىگسلد زخمهء ناسازش * ناخوشتر از آوازهء مرگ پدر آوازش
( گلستان ، كليات سعدى 117 )
ظاهرا درين عبارت قابوسنامه : « سرودت جاى ديگر بود و زخمه جاى ديگر » منظور آهنگى است كه از زخمه و ساز برمىخيزد و نويسنده مىگويد با سرود سازگار نخواهد بود .
ص 196 س 1 دوبيتيهاى ماوراء النهرى گوى در حرب كردن : دوبيتى غير از ان كه بمعنى شعر ى است در چهار مصراع كه بخصوص مصراعهاى اول و دوم و چهارم آن مقفى است در موسيقى نيز اصطلاحى خاص است و يكى از گوشههاى چهارگاه يا يكى از گوشههاى شور و يا يكى از گوشههاى سهگاه را گويند ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . اما دو بيتيهاى ماوراء النهرى كه منوچهرى هم آن را به صورت « سرود ماورا النهرى » به كار برده ظاهرا يكى از آهنگهاى قديمى است :
يك مرغ سرود پارسى گويد * يك مرغ سرود ماورا النهرى
( منوچهرى ، ديوان 90 )
هر گه كه زند قمرى ، راه ماورا النهرى * گويد به گل حمرى باده بستان ، بلبل
( منوچهرى ، ديوان 179 )
آقاى سعيد نفيسى با توجه به شعر منوچهرى و عبارات « در حرب كردن . . . » نوشتهاند :
« ظاهرا ترانهء ماوراء النهرى و سرود ماوراء النهرى آهنگ مخصوصى از موسيقى ايران بوده و از عبارات همين موضع معلوم مىشود كه اغانى ماوراء النهرى از آهنگها و اوزان مهيج و محرك بوده است مانند سرودهاى رزمى و نظامى معمول اين زمان »