شور نيز هست ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) كه البته درين جا معنى نخستين مرادست كه سرود خسروانى هم گفته شده است ، « نواهاى خسروانى » هم در همين فصل كتاب آمده است ( ص 196 س 2 ) .
ص 193 س 9 طريقها : طريق را درين جا ، راه بمعنى آواز دانستهاند ( حسينعلى ملاح ، مجلهء موسيقى ، دورهء سوم شمارهء 13 ص 30 / 3 ح ) . در نسخهء اساس روى قاف فتحهاى گذاشته شده .
ص 193 س 11 اين راه را گبران . . . : بقياس نسخههاى ديگر و نيز تكرار كلمهء « گران » درين فصل شايد « گران » درستتر است . « گران به معناى سنگين و فراخ است و در موسيقى وزنى را كه نزديك به
Lento
و يا
Largo
باشد گويند » ( حسينعلى ملاح ، مجلهء موسيقى ، دورهء سوم شمارهء 13 ص 30 / 4 ح ) .
ص 194 س 1 خفيف : « وزن معتدل را گويند كه در اصطلاح موسيقى به
Andante
و يا
Moderato
تعبير مىشود » ( حسينعلى ملاح ، مجلهء موسيقى ، ايضا 31 / 1 ح ) .
ص 194 س 8 دموى روى : دموى منسوب به دم ( - خون ) بمعنى خونى است و منظور كسى است كه دموى مزاج باشد و آثار آن را از چهرهاش بتوان شناخت ( رك . ص 395 همين كتاب ، در باب مزاجها و اخلاط چهارگانه كه حكماى قديم بدان اعتقاد داشتند ) .
ص 194 س 9 دورود : ظاهرا نام يكى از سازهاى موسيقى است . در مقاصد الالحان خواجه عبد القادر بن غيبى از طنبور شرونيان ( يا : شروانيان ) و طنبورهء تركى كه داراى دو وتر بوده ياد شده ( ضميمهء اورينتل كالج ميگزين ، اگوست و نوامبر 1953 ص 11 - 12 ) و در ساقىنامهء حافظ هم آمده است : مغنى ملولم دوتايى بزن ( ديوان 360 ) و اينها حكايت مىكند از وجود سازى دو وترى كه شايد همين دو رود باشد .
( از افادات آقاى مينوى ) ؛ نيز رك . مقاصد الالحان تصحيح تقى بينش 126 و 127 .
ص 194 س 9 صفراوى : منسوب به صفراء يعنى كسى كه صفرا بر مزاجش غالب است . صفراء نيز در نظر حكماى قديم يكى از مزاجها و اخلاط چهارگانه است ( رك . ص 395 همين كتاب ) .
ص 194 س 10 سوداوى : منسوب به سوداء يعنى كسى كه سوداء بر مزاج وى غالب باشد ( رك .
ص 395 همين كتاب در باب مزاجها و اخلاط چهارگانه كه حكماى قديم بدان معتقد بودند ) .
ص 194 س 10 سهتار : « سازى . . . كه كاسهء آن كوچكتر از تار است و بوسيلهء ناخن سبابه نواخته مىشود . سهتار در قديم داراى سه سيم بوده ولى اكنون چهار سيم دارد . » ( فرهنگ فارسى دكتر معين ) ؛ به صورت « ستا » نيز به كار رفته است :