اقتصا مىكند كه معدن ياقوت در چنين موضعى باشد كه اعدل مواضع عالم بود .
و پادشاه سرنديب دايما مشرفان آنجا نشانده تا هرچ رمّانى و نيكو بود به خزانه برسانند و آنچ ريزه و بىرنگ باشد به كاركنان دهند تا به تجّار مىفروشند .
و از ياقوت رمّانى و بهرمانى و ارجوانى آنچ به غايت خوب رنگ است آن است كى در قديم افتادست .
و به اتّفاق همه مؤكّدست كى معدن ياقوت در زمين هند و كوههاى سرنديب باشد و يمكن كى درين زمان آن كوهها و معادن منقطع شده باشند يا به آب غرق شده و از حدود دريا گرفته . چه بسيار مواضع در قديم دريا بوده است . چون زمين نجف و بعضى از زمين سيستان و غير آن و در زمان ما خشك است . و اين ظاهرست كى به مرور ايّام موضعى از زمين دريا مىشود و موضعى از دريا خشك .
و استاد ابو ريحان در جماهر الجواهر آورده است كى جماعتى از معتمدان تجّار حكايت كردند كه ما وقتى به كشتى در درياى هند مىگذشتيم . چون به حدود جزيره [ اى ] از سرنديب رسيديم به سبب باد مخالف كشتى را لنگر كردند . شخصى بر سبيل نظاره به حوالى آن كوه شد . غارى ديد و راهبى در آن متوطّن . مرد به ديدار راهب تقرّب و بشاشت نمود . به گاه بازگشتن راهب پارهاى ياقوت سرخ به وزن يك مثقال به دو داد . مرد با كشتى رجوع نمود و طمع ديگر در خيال او افتاد . روز ديگر با قدرى ميوه و طعام نزد راهب رفت . راهب او را گرامى كرد و مكافات آن
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: ايرج افشار
ص٣١