دهند تا در دهان گيرد حالى هلاك شود . چه عادت جوهريان است كى خود جواهر به دست گيرند در دهان اندازند تا اگر رنگى غريب به وى داده باشند حالى ظاهر گردد و اگر ثقبى باشد پديد آيد .
ديگر اختلاف لون بود كه بدان سبب ابلق نمايد .
فصل در اشباه ياقوت
آنچ به ياقوت ماند و به دو مشتبه شود يكى « كوسرم » است .
و اشباه ياقوت سرخ كركندست ، و آن جوهرى است اصمّ تيرهرنگ كى قيمت آن چون قيمت ياقوت اكهب است .
و نوعى ديگرست لحمى لون كى آن را جلا [ ى ] ياقوت توان دادن .
و بيجاده و لعل نيز به او ماند . لكن كوسرم به آتش پايدار نباشد ، و لعل به سوهان سوده گردد ، و بيجاده به وزن سبكتر باشد ، امّا به آتش و سوهان به ياقوت ماننده بود .
و نوعى ديگرست كى آن را گربز خوانند و او شبيه جملهء انواع ياقوت است و آن شبهى است كه بر بيشتر جوهريان مشتبه شود .
بعضى گفتهاند اشباه ياقوت چهارست : كركند ، كركهن ، گربز ، بنفش ذهبى . امّا ياقوت اينها را بخراشد .
و كركهن سرخى است سير كه با سياهى مىزند و در آفتاباند كمايه شفّاف نمايد . و كركهن زرد و خلوقى و فستقى