تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
و مصنف بدان مباهى اكفا و مفاخر اقران گردد ، نام اين كتاب جواهر العرايس اطايب النفايس نهاد و آن دو قسم است . . .

مقالت اول

در معرفت جواهر رفيع كه از جملهء حجريات باشند و معرفت هر معدنى و منفعت و مضرت و خاصيت و قيمت و شبه هريك به طريق صناعت و جلا دادن و محافظت آن ، و آن هيجده بابست هر بابى متضمن چند فصل

باب اول در معرفت انواع مرواريد و چگونگى الوان مختلف

مرواريد جوهريست حجرى حيوانى در جوف صدف متولد شده ، و معادن مشهور او در چند مواضع است چون كيش و بحرين و قطيف و خارك و مسكت و سرخيمه كه غوص او در اين هنگام در قبضهء تصرف عرب است ، ديگر جزيرهء مغرب است كه بهربيست سال غوص آن كنند و مرواريد آن بىطراوت باشد و در آن غوص زيادت از نيم دانك نيفتد ، و بهترين مغاصها بحرين و قطيف است چه زمين آن رمل سفيدست مثل جص و مغاص موضعى باشد از دريا كه معدن اصداف لؤلؤ بود و زمين اصداف سه نوع باشد يا خلاب و گل سياه و مرواريد آن سياه و تيره‌فام بود ، يا رمل و حصاة كه زمين سنگ ريزه را به اصطلاح غواصان كشر خوانند و هر جايى كه عمق آب كمتر بود هرآينه حرارت آفتاب به آن زمين نزديكتر باشد . پس از شدت حرارت شعاع مهر مرواريد آن زردفام و سرخ‌فام بود و لون آن متغير - چنان كه قرب و بعد آفتاب مرنباتيات را ، و اگر آب بيشتر باشد لولوى آن به غايت سفيد و باطراوت و خوشاب و آبدار بود . و مقدار قرب و بعد زمين مغاصات از چهار پيما تا سى و چهل پيما باشد تقريبا هر پيما دو ذراع . و زمان مغاصات قيش و بحرين در سال چهار ماه باشد از ابتداى وصول نير اعظم به نقطهء انقلاب صيفى تا انتهاى نقطهء اعتدال خريفى ، چه دريا درين مدت آرميده و ساكن باشد و اضطراب و هيجان اين تموج هوا منطفى و به ديگر فصول به خلاف اين و آب دريا تيره ، به اين سبب غوص متعذر و مشكل باشد

فصل در ذكر مغاصات

غواص به ايام مغاصات غذا و طعام و شراب مستوفى نخورد به غذا مرتاض باشد و تا چهار يكى خرما بيش نخورد و از چاشتگاه تا هنگام عصر غوص كنند و در كشتيها به سرزمينهاى مغاص روند و لنگر افكنند و به پارهء استخوان دلو بحرى از هم باز شكافته با سر گوسفند مجوف بينى را به وى محكم ببندند و توبره‌اى از ليف بافته بر يسار خود در گردن اندازد براى حمل اصداف و به جانب يمين ريسمانى كه به بالاى قعر بحر غوص باشد بگيرند ، يكسر آن حبل بر كشتى بسته دست در ريسمان زند و به دريا فرو رود و اصداف در زمين غوص محكم دوسيده
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 372 | ايرج افشار / أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )