متولد شد ، اعنى تركيب ؟ ؟ ؟ حمى « 1 » معادن بود به صفات گوناگون و خواص الوان متصف گشته تا به نهايت مرجان كه آخرين عالم جماد و اولين نباتست . پس تراكيب ناميه بقواى نباتيه كه هفتاند شرف اختصاص يافت به كمال توليد و تغذيه ، و انتهاى عالم نبات خرما و نارجيل است و ابتداى مرتبهء حيوان و چون آثار كواكب در اقطار عناصر تأثير كرد خصوصا نيرين آفتاب طباخ و ماهتاب صباغ كه كون و فساد اشيا به وسيلت سير ايشان منوط و مربوط است از امتزاج خاك و آب و اختلاط آتش و باد انواع جواهر گوناگون مثل ياقوت و لعل آبدار و زر و سيم و عقيق و زبرجد و لعل و بلور و آهن و قلعى و اسرب از سيماب و كبريت متولد گردانيد و اقطاع زواهر جواهر متنقش به نقش خاتم
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
و مانند فلزات سبعه از سبيكهء زرسا و قرص سيم مذاب در بوتهء شمس زرگر و دار الضرب ايجاد سكهء « ففى كل شىء له آية ، تدل على انه واحد » و باقى مستودعات اعماق آفاق و منورات اماق احداق جواهر كه در حجر تربيت و ذيل عاطفت و دامن كوهها نشو و نما يافتهاند و بعد از احتباس انعقاد پذيرفته
و صلوات نامحصور و تحيات نامعدود بر صاحب قران زمين و زمان ، خلاصهء كون و مكان ، زبدهء عنصر سيادت ، نقاوهء جوهر سعادت ، صدر بارگاه رسالت ، بدر آسمان هدايت ، سرور انبيا ، پيشواى اصفيا ، محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم و ياران پسنديده و آل و اصحاب و اتباع و احباب و احزاب او باد كه شمع جمع حق و هادى و مرشد خلقاند و سلم تسليما كثيرا كثيرا .
اما بعد مقرر تسويد اين كلمات و محرر اسانيد اين مقالات ابو القسم عبد الله بن على بن محمد بن ابى طاهر القاشانى المورخ الحاسب اصلح اللّه شانه و افاض عليه غفرانه بر راى مستفيدان اين آثار و مقتبسان اين انوار سببى كه بر جمع اين تأليف باعث شد و داعيهاى كه بر جمع اين تعليق باحث كشت معروض مىگرداند كه چون معرفت ريزهء اجناس احجار و انواع تراكيب عطر و حقايق و دقايق و قيمت و اشباه صيد و قيد شد و وعاى ضمير و اناى خاطرگران بار ، خواست كه نوعروسان بكر فكر را كه در استار حجاب محجوب و محجور بودند به مشاطهء زرين قلم بيان بر منصه سيمين بياض از منقار قار جلوه دهد كه مفرح جان مهموم و نسيم رايحهء عطرپاش هر مغموم باشد و سبب بقاى اسم و دوام ذكر مؤلف و ارشاد هدايت مبتدى و نهايت همت منتهى بود مدتى ميان عزم و فسخ تكاپوى مىكرد تا عاقبت بر صدق دعاوى اين لقاطات و صحت مطاوى تراكيب اين مواطات تهييج و تحريص گروهى از اصدقاى ياران و رفيقان و مصاحب و قرينان بر آن باعث شد و با تراكم عوايق مهمات و تزاحم بوايق ملمات چون خود را مستأهل امثال اين حال شناخت سر از گريبان سعى و جهد برآورد و دامن مبالات اين مقالات با گوش تقبل و تكفل انداخت و به قدر استعداد انسانى و موهبت
هامش
( 1 ) ظاهرا : نخستين .