صفيق فرو كنند و متفتّق كنند به مشك يا كافور يا عود به صفت آنف .
صفت ذريرهء لفاحيه
همچنين قشور لفّاح مقدارى به آفتاب خشك كنند و به حرير ببيزند و به مشك يا عنبر يا عود مفتق كنند به طريق مقدّم .
صفت ذريرهء صندليه
صندل مقاصرى محكوك بر صلايه به گلاب زير فهر خشك كرده باز بر صلايه كند با مشك به مداراة سحق كند و به حرير فرو كرده به ماورد استعمال نمايند .
صفت ذريرهء مختار
عود هندى و صندل مقاصرى و سنبل عصافير از هريك اوقيه جريش كوفته و بيخته ، و يك جزو سكّ مشك به ماء مرزنجوش و نمّام عفص گشته ، آب او بگيرند و سكّ را بوى بكشند و افاويه بدان بسرشند . غليظ و خشك كنند و بر صلايه سحق نرم و به حرير صفيق بيخته به كافور مفتّق كنند و به ماورد استعمال .
صفت ذريرهء عودى
عود هندى مسحوق دو جزو با يك جزو صندل مقاصرى مسحوق نرم مخلوط كرده به گلاب طرى و مبخّر كرده به بخور معنبر مطرّاى « 1 » فاخر ، و چون خشك شود باز تر كنند و با صلايه اعاده نموده سحق كنند و به مشك و عنبر مفتّق كنند يا به كافور مجرّد .
هامش
( 1 ) - اصل : مطرى .