تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

صفت خلوق ديگر مستعمل

بگيرند اوقيه زعفران مطحون ، و نيم وقيه گل مطحون ، و نيمهء آن صندل محكوك ، و به روغن زنبق غليظ جمع كنند و در باطيه مبخّر كرده كنند « 1 » به قسط و لبنى يابس و اظفار مشبع مستوفا . پس برو چهار درم جوز بوا ، و دو درم ميعهء حمرا [ ى ] سايله ، و دو درم ماكافور ، و دو درم قرنفل ، همه مسحوق منخول طرح كنند . و اگر كافورى خواهند دو درم جوز بوا ، و يك درم ميعهء سايله ، و نيم مثقال كافور بنهند .

صفت خلوق عامه

يك رطل ورد مطحون سرخ ، و چهل درم صمغ لك احمر ، و بسرشند به ماء الاترج تازه و آس رطب ، و سه روز در مدخنهء بخور به قسط و اظفار و لبنى يابس كنند ، و بعد از بخور مشبع طرح كنند دو وقيه جوز بوا ، و دو وقيه قرنفل ، و وقيه و نيم ميعهء رطب حمرا ، و اوقيه ما كافور و دهن زنبق در قاروره بگدازند . و اگر از براى مسجد خواهند برو ماورد طرى طرح كنند . و اگر خواهند كه بر جدران پاشند بر رطلى از اصل بيست درم صمغ عربى منقوع در آب گرم بامداد به دست بمالند و بردارند .
هامش
( 1 ) - مغشوش به نظر مىآيد