يا به ماء القراح با قطره [ اى ] چند از ميسوسن با شراب عتيق خوشبوى و به ماء قشور الاترج و سفرجل و آس رطب هريك ازين مياه كه مقدور بود بر صلايه جمع كند و حبوب سازد و استعمال كند .
صفت ندى آخر اخفّ مؤنة
اوقيه [ اى ] عود هندى ، و هشت درم سكّ افواهى ، و دو درم لادن ، و نيم درم بنگ محيّر ، و دو درم صندل ، و نيم درم اظفار مطبوخ ، اين اخلاط را كوفته به ماورد جمع كند و بر صلايه برو طرح كنند نيم درم كافور مسحوق ، و به فهر نيكو سرشته حبوب سازند و خشك كنند و معنبر كنند به قيراطى عنبر ازرق .
و اگر خواهند كه خوشبوى باشد ندّ را بر آتش گرم كند و در عنبر مذاب طرح .