عنبر بر وى افكند و لونش به آتش بدهد .
صفت ندّى فايق
اوقيه عود هندى يا قمارى ، و پنج درم سكّ صينى باهم جمع كنند و بعد از عجن گلاب برو طرح و بر صلايه گسترند با نصف مثقال كافور به فهر نيكو طحن كنند و بنادق سازند و بردارند .
ندّى آخر مستعمل طيب
اوقيه عود هندى ، و پنج درم سكّ صينى كوفته و بيخته به حرير صفيق دقيق با دانگى كافور به گلاب بسرشند و بر صلايه بگسترند با يك مثقال مشك خالص بنادق مدحرجات سازند و به سايه خشك كنند ، و به ثلث مثقال عنبر اشهب مطيّب مطرّى كنند و بردارند .
صفت ندّى فايق
اوقيه عود رطب دسم ، و دو درم بنگ ، و دو درم زعفران ، و شش درم سكّ افواهى ، و يك درم كافور رباحى ، بعد از سحق و نخل به ماورد جمع كنند و به فهر بر صلايه نرم و بنادق سازند و خشك كنند و وقيه [ اى ] ازو به ربع مثقال عنبر معنبر كنند .
صفت ندّى ديگر خفيف
پنجاه درم عود منطايى ، و پنجاه و هشت درم بنگ محيّر محمّض ، و دو درم لادن ، و پنجاه درم رامك افواهى ، و ده درم شكر سفيد ، و بيست درم خشب كافور ، و ده مثقال تراشهء تحت كافور ، و سه مثقال كافور ، مجموع سحيق نخيل به ماورد جورى