تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
« * » و نقرهء مصوّل كرده در مفرّحات و معجونات رطوبات فصلى را دفع كند ، و مخفّف است چون با داروهاى ديگر بياميزند .

فصل در پالودن و روباس كردن نقره

فراگيرند خاكستر خوب خالص كى درمنه و سرگين و غير آن با آن آميخته نباشد و به آب خوش نمگين كنند و به دست بمالند ، چنانك به درجهء گل نرسد ، و از آن مغاكى سازند و آن را « گاه » خوانند و دمى بر بالاى آن نهند و بر انگشت و نقره مىدمند ، و سر آن دم را « روباهه » خوانند ، تا نقره گداخته شود . پس بر آنجا مىافكنند و مىدمند تا اسرب سوخته شود مانند مرداسنگ ، تا آنگاه كه لون نقره صافى شود و درگاه مىگردد . آنگاه نقره صافى شده باشد . چون سرد شود خاكسترى در پشت نقره گرفته باشد آن را « گونه » گويند ، ازو پاك كنند و اگر يك بار ديگر در « گاه » نهند خالص‌تر گردد تا به درجه [ اى ] كه به نقرهء كوره رسد كه درجهء اعلاى نقره است . و جمله فلزّات را از نقره بدين طريق جدا كنند الّا زر كه زر درگاه نيست نشود به خلاف ديگر فلزّات ، و زر به طريق خلاص توان جدا كرد .

فصل در اشباهى كه نقره را به طريق صناعت سازند

فراگيرند پانزده درم سيماب ، و ده درم زرنيخ سرخ ، و دو درم و نيم گوگرد زرد ، و يك درم نمك اندرانى ، و جمله
هامش
* ازينجا تا دو سطر بعد در حاشيه تحرير شده است .