دهند تا ثقب كنند ، و اين سخن را حقيقتى و اصلى نيست .
و در ثقب كردن لؤلؤ خطرهاى بسيار باشد : اول آنك لنگ آيد و قيمت آن را نقصانى فاحش باشد .
و باشد كه بشكند يا پوست ظاهر از روى آن برخيزد .
و باشد كه پارهاى بريزد يا در اصل خلقت آن عفونتى يا دودى بوده باشد به گاه سوراخ كردن آن عيب ظاهر شود .
و باشد كه در ميانش گل سياه بود به وقت ثقب پاك شود از سرخى و زردى و سياهى و به قرار اصل باز شود .
و باشد كى به گاه سوراخ كردن به سبب ترى آب كى بدان گل رسد سياه گردد ، و اين معنى به تجربه معلوم است كى اگر در تجويف مرواريد حرارتى بود كه موجب عفونت باشد چون آن را ثقب كنند بر تختهء سفتهگرى آن حرارت تحليل پذيرد به سبب نفوذ هوا در آن .
و اگر مثقب در سوراخ لؤلؤ شكسته شود آن را به دشوارى برون توان آورد .
و حكّاكان جمله حجريّات را اگر مبرد قبول نكند به مثقب الماس ثقب كنند ، و چون مثقب اندكمايه فرورفت هر دم مرواريد را از دم گيرا برون مىگيرد و احتياط مىكند تا سوراخ راست است يا نه .
و مرواريد خرد را چون چهلى و سىاى و بيست و پنجى در گيرا نتوان گرفت آن را بر روى تختهء سفتهگرى در حفرى خرد سوراخ كنند .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: ايرج افشار
ص١١٨