نبود تا در سلك نظم آيد و سمط و عقد و قلاده را به آن نظامى و تأليفى حاصل گردد ، و لؤلؤ را به آهن پولاد آب داده ثقب كنند و كمابيش مردمان على الخصوص اطبا [
a
22 ] لؤلؤ را به الماس ثقب كنند ، و بدين سبب هر مرواريد كه در مفرّحات و معجونات و داروهاى چشم استعمال كنند بايد كه ناسفته باشد .
چه سوراخ به مصادمت الماس كى سمّ قائل است زهر درو تأثير كرده باشد ، يا كسى به قصد زهر در سوراخ مرواريد كرده .
و عادت جوهريان آن است كى چون مرواريد به دست گيرند نخست در دهان اندازند و آنگه به آستين پاك كنند .
و از مسموم باشد كه بوى آن هلاك كند و مضرّت آن به اعضا و امعا و چشم رسد .
احتياط را بايد كه هيچ چيز از جواهر در دهان نگيرند مگر بعد از آنك پاك بشويند و ريسمانى درو كشند و چند بار بجنبانند تا اگر زهر در سوراخ باشد بدان زايل گردد .
و اگرچه گفتهاند كه مرواريد خرد و بزرگ در سودن به منفعت و خاصيّت يكسانند امّا قياس آن است كى مرواريد بزرگتر و مبرّا از عيوب فايده و خاصيّت آن در معجونها و داروهاى چشم زيادت باشد از خرد .
و مرواريد بزرگ را ثقب كردن بسيار آسانتر از آن بود كه خرد ، و عوام بهعكس آن گمان برند .
و گويند كه حكّاكان مرواريد بزرگ را به كودكان جاهل