فصل در قيمت مرواريد
قيمت جواهر را همچون قيمت ديگر امتعه ضابطى زيادت بدارد و بر يك حال قرار نگيرد ، بل به سبب عزّت وجود و حسب امكنه و ازمنه و قبول ملوك هر ديار و بلادى و قوم و عبادى زيادتى و نقصان مىپذيرد .
و جوهر بيشتر پادشاهان بزرگ متموّل خرند ، و طبايع پادشاهان مختلف باشند ، و هر روزگارى طبع آنان مايل به چيزى باشد ، هر آينه آن چيز قيمت گيرد .
به اين سبب در كتاب ضابطهء كلّى و قاعدهء مطلق نمىتوان گفتن .
و ما به حسب وقت و زمان و قرب و بعد مكان آنچ مناسب باشد ايراد كنيم ، تا نسبت بعضى از آن با بعضى معلوم شود .
[
b
22 ]
و درين تاريخ سنهء سبعمائه هجرى به حسب قيمت اردو « * » و سواحل كيش و بحرين و محروسهء تبريز حماها للّه تعالى مع ديار المسلمين قيمت يك دانه مرواريد به وزن يك مثقال مدحرج عيون نجم خوشاب سفيد باطراوت تنگ سوراخ بىعيب به ارادت بايع و رغبت مشترى و حسب صنف ادنى از يك هزار تا اعلاى آن چهار هزار دينار باشد .
و قيمت يك دانهء پنج دانگ از يك هزار [ و ] سيصد تا يك هزار و پانصد دينار بود .
و قيمت يك دانهء چهار دانگ از هفتصد تا هشتصد دينار .
هامش
* - ازينجا تا « بحرين » در حاشيه است .