تجربه دورست و استحالت فساد آن ظاهر ، امّا بعضى از آنچ به تجربه نزديك است آورده شود .
نصر يعقوب گويد كه چون آب مرواريد كمتر شود و تيرگى بر ظاهر آن پيدا آيد بگيرند پارهء دنبهء گوسفند تازه و ميانش از هم بشكافند به اندازه [ اى ] كه آن لؤلؤ در آن گنجد و مرواريد را در آنجا نهند و دنبه را در ميان خمير گيرند و در كوزهء سفالين نهند و سرش استوار كنند و به آتشى معتدل دنبه را بپزند . پس آبش باز گيرند و بگذارند تا سرد شود . لؤلؤ را از آنجا برون كنند و به كافور دود دهند . به قرار اصل باز آيد ، هرچند مرواريد به حرارت و چربى زرد شود .
و نيز آوردهاند كه اگر در ميان آرد برنج ده روز بگذارند به طراوت اصل باز شود .
و اين مجرّب است كى اگر مرواريد را به آرد برنج و يخ بشويند وسخ ظاهر آن را ببرد . طريقش آن است كه برنج و يخ در كوزه كنند و سرش استوار كنند و آن را مىجنبانند بسيارى ، به حكم حرارت سودن و مصادمت مرواريد و يخ سطح ظاهر آن اندكمايه جلا گيرد . اين نيز مجرّب است .
و نيز آوردهاند كه مرواريد بىطراوت را در مغز استخوان يا ميان خربزهء پخته روزها بگذارند نيكو شود .
و نيز آوردهاند كه اگر خواهند كه مرواريد فاسد شده را سفيد كنند بگيرند قدرى سركهء ترش و نيم دانگ سنگ نوشادر و دو حبّه زنجار و يك حبّه نوره و سه حبّه قلعى سوده .
اين مجموع را با لؤلؤ در كفچهء آهنين نيكو بجوشانند و بگذارند تا
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: ايرج افشار
ص١١٣