و چيزهاى تيز چون سركه و نوشادر و شخار و نوره مرواريد را خورده و پوسيده كند .
و بهترين علاجها [ ى ] وى آن بود كه طبقهء عليا كه فساد پذيرفته باشد ازو جدا كند .
و هر مرواريدى كه در دست گيرند و درو احساس حرارتى كنند دليل كنند كه در جوف آن كرمى بود .
و بسيار باشد كه در ميان مرواريد آبى باشد و بر ظاهر او مىتابد و لونش متغيّر مىكند و سياه آب نمايد . آن را سوراخ كنند و ميانش به مصطكى و سپيدهء قلعى پاك بيا كنند تا آب و طراوت به قرار اصل باز رود .
و اگر ميان تهى باشد گوشتى كه در ميان آن باشد از آنجا برون كنند و ميانش پركنند ، چنانك گفته شد .
و اگر سوراخ مرواريد فراخ شده باشد به سبب سفتهء زر و آن عيبى بزرگ است . تدبير اصلاحش آن بود كه دو دانه مرواريد خرد هم آب آن دانه بگيرند و آن را با سوراخ آن سازند و به مصطكى مدبّر الصاق كنند و يا دو پاره صدف نيكو بر آنجا به مصطكى مدبّر الصاق كنند و باز سوراخ تنگ كنند .
و اگر سوراخ بسيار فراخ باشد دو نيمروى هم آب هم طبع بر آن سازند و الصاق كنند .
و اگر بر دانهء لؤلؤ شكستگى يا خوردگى باشد و خواهند كه آن را اصلاح كنند فراگيرند پاره [ اى ] از نيم روى هم بر آن صفت و آن را باهم سازند و وصل كنند و روى آن را به
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: ايرج افشار
ص١١١