باشد كه بها مضاعف شود . و اگر فرد باشد بها با كم كنند .
و بىجفتى عيبى شمرند . مگر دانه كه نيك بزرگ باشد و نزديك به مثقالى برسد . اعنى نظير و شبيه خود ندارد ، و آن را بدين سبب درّ يتيم خوانند و آن را واسطهء قلاده سازند .
و دانههاى بزرگ را عيون خوانند ، اعنى هرچ از دانگى يا دو دانگ بگذرد از حساب عيون باشد .
و بزرگتر دانهء لؤلؤ كه نشان دهند دانهاى بوده است كى از آن خلفاى بغداد بوده به وزن سه مثقال و آن را درّ يتيمه خواندهاند به سبب عدم جفت . و به ايّام مغول زيادت ازين افتاده است ، و اللّه اعلم و احكم .
« * » و آن كس را كه مرواريد خرد را در سلك نظم كشد او را نظّام گويند و آن به انفراد حرفهاى است در بغداد .
و نظّام را تختى باشد مربّع مثل تختت شطرنج . روى آن در كرباس كبود گرفته . . . . « 1 » و مرواريد ريزه به غربال زده بابت بابت بر روى تخته مىكند و به منظم كه مثل سوزنى است در ريسمان مىكشند و ابريشم باريك منظم دركشيده باشند و ريسمان را به آن ابريشم وصل كرده و چون خواهند كه صدى يا هشتادى يا شستى يا غير آن سوراخ كنند به ريسمان دركشند ، بعد ما كه بابتبابت كرده باشند ، اعنى در هر هار صدى يا غير آن از چهارگونه مرواريد باشد و هر ريسمانى را دو سر فراهم آورده باشند و به چهار قسم متساوى كرده و موضع اتّصال را
هامش
* - از اينجا الى ابتداى فصل بعد در حاشيه تحرير شده است .
( 1 ) - يك دو كلمه به علت سائيدگى لبهء كاغذ محو شده است .