تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و عقد دو مثقال كى هر دانه نيم دانگ باشد . و عقد چهار مثقال و نيم كه هر دانه سه تسو باشد . و عقد شش مثقال كى هردانه دانگى باشد . و همچنين تا عقد دوازده مثقال كى ازو هر دانه دو دانگ باشد . و زيادت ازين عقد نكنند ، از بهر آنك مرواريد يك دست دانه‌ها زيادت ازين باهم نيفتد . و از دانه‌هاى دو دانگى و هرچ بالاى آن باشد درّ خوانند . و كسانى كى عقود سازند قاعدهء ايشان چنان است كى از سى و شش دانه كه از آن عقدى سازند شش دانه جهت آرايش از صدف تراشيده باشند در عقد كنند كه آن را قيمتى نباشد ، و از سى دانه كه مانده باشد ده دانه بهتر كنند و ده ميانه و ده دانه كمتر . و درين روزگار چنان مىسازند كه آن ده دانهء ميانه به كمتر ماننده است ، و ده دانهء آخر به هار ، مقابل چهار دانگ و نيم باشد . و اگر به اين سبب دانه ميانه بود چنانك شرط بوده است آن را به بهاى يك عقد تمام بخرند ، و اين تصرّف در عقد سه مثقالى كنند و در هر عقدى كى از آن افزون باشد . امّا هرچ از آن كمتر باشد در آن تصرّف نمىكنند و رسم ندارند ، و اگر كسى اين معنى كند نادر باشد و پسنديده ندارند . و دانه كه ازو دو دانگ زيادت باشد يا يك مثقال متناسب ، اگر باهم افتد اگر جفت باشد بها يك نيمه زيادت كنند ، و