فصل در شرح عقود
عقدى سى و شش دانه باشد و آن را بينكها ( ؟ ) « 1 » بيارايند .
عقد اوّل از همه خردتر باشد و آن را مرواريد صدى سازند . آنچ از آن اختيار كرده باشند گردتر و آبدارتر بود و عقدى از آن دو دانگ و تسوى باشد به وزن ، و آن را عقد وزنى خوانند .
و بعد از آن شصتى . هم آنچ بهتر بگزيده باشند [
a
20 ] از آن هم عقد سازند .
سى و شش دانه حلقه باشد به وزن نيم دينار و نيم دانگ .
و باشد كه عقدى كنند نيم مثقال از خردهاى شصتى و بزرگها [ ى ] صدى .
و بعد از آن عقدى كنند چهار دانگ و آن از خردهاى پنجاهى و بزرگهاى شستى باشد .
و عقدهاى چهار دانگ و نيم ، و آن از پنجاهى باشد .
و عقدى كنند از چهلى ، و آن پنج دانگ و نيم باشد .
و اين عقود جمله در قديم نبوده است . اكنون مىكنند تا مرواريد را به بها زيادت فروشند .
و از عقود قديمى اول عقد مثقالى بوده است ، سى و شش دانه يك مثقال ، هر سه دانه نيم دانگ .
و بعد از آن عقد يك و نيمى كى هر دانه تسوئى باشد .
هامش
( 1 ) - تنسوخنامه : به ترتيب