نتوان كرد . در داروى چشم و مفرّحات به كار دارند . و حاصل بالاى غربال را مثاقيل گويند .
اين را بر غربال دوم كنند . هر آنچ به آن فرو رود آن را مرواريد صدى خوانند ، اعنى صد دانه از آن مثقالى باشد . آن را سوراخ كنند و هرچ از آن غلتان و آبدار باشد بگزينند و با عقد كنند و باقى را در رشتهء نظم كشند و هار كنند و آن هار را صدى گويند .
و امّا غربال سوم آن باشد كه آنچ از غربال دوم به زير آمده باشد بر وى ريزند . آنچ فرو شود مرواريد هشتادى گويند ، اعنى هشتاد دانه از آن يك مثقال بود . و آن را هم سوراخ كنند ، و آنچ بهتر بود مر عقد را بگزينند و باقى هم بر هار كنند و آن را هار هشتادى گويند .
امّا غربال چهارم آنچ از سوم بر سر آمده بود آن را شستى خوانند .
و همچنين پنجم را پنجاهى گويند .
و همچنين مىكنند تا به سيزدهم رسد .
آنچ از سيزدهم بر سر آيد دانهها باشد . آن را بگزينند و هرچ لايق عقود باشد به عقد سازند و بزرگتر را كه جفت توان كرد جفت كنند و باقى تنها بمانند .
و بيان آنك گويند سىاى يا چهلى يا پنجاهى يا شستى يا هشتادى يا صدى آن مقدار باشد كه سى درمسنگ مرواريد از آنچ به زير غربال فروشده باشد در هفت ريسمان كشند و سرش با هم گيرند و همه را يكى كنند و بر هم تابند و آن
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: ايرج افشار
ص١٠٤