و اهل ديار ختاى طرملح دوست دارند و آن فيروزهاى بود سنگى غريب به آن آميخته كه او را به حكّ املس كرده جلا دهند ، و آنچ سنگ غريب باشد سياه كنند سوراخ كرده بر گوش و گردن مىبندند و به غايت مبارك مىدارند و بيشتر زيور ايشان آن است .
و ازين همه نيكوترين نيسابورى است كى رنگين و صلب باشد و رنگش به ايّام مديد تباه نشود .
و معادن خجند را نامها نهادهاند . جوهر فيروزهء آن رخو باشد .
و هر فيروزه را كه جوهر او رخو باشد و اگر اندكمايه چربى به وى رسد به سبب رخاوت و تخلخل اجزا در آن تجاويف عفن گردد و سبز رنگ شود و طراوت اصلى باطل شود و به اصطلاح حكّاكان چنين فيروزه را « مرده » خوانند .
اگر آن را حجمى باشد آن را به چرخ حكّ يا سنگ آب روى بردارند و باز جلا دهند تا رنگش به قرار اصل باز آيد و مدّتى بر اين طراوت بماند و به عاقبت تباه شود .
و علامت آنچ اصلاحپذير بود آن است كى يك گوشهء آن را بر سنگ آب يا بر چرخ حكّ افكنند [
b
13 ] و قدرى بسايند ، اگر رنگينتر شود اصلاحپذير باشد .
اصلاح فيروزه
از فيروزه آنچ تنك باشد و حجم آن طاقت سودن ندارد تا رنگ او با قرار اصل رود آن را بر سنگ آب اندكمايه