به گل حكمت استوار كرده و خشك كرده در خمدان آبگينه گران يا كوزهگران نهند يا تنور زرپزى ، و بپزند به عادت معهود ، و چون سرد شود خنور را بشكنند ، ريگى مثل جوهر فيروزه برون آيد . از آن نگينها سازند ، و اگر بشكنند ميانش سفيد برون آيد . اين نوع را « خضرا » خوانند .
خيانت فيروزه و معرفت خضرا
از سنگ مها نگينهاى سازند بر شكلى كى خواهند و حقّه سازند سفالين با سرپوش ، و بگيرند ميناى سليمانى لاجورد شفّاف مسحوق ، و مثل وزن آن شخار سفيد ، و مثل وزن آن نورهء سفيد ، جمله مسحوق ، در آب حلّ كرده غليظ اندرون حقّه با سر آن بدين ادويهء محلول طلى كنند دو سر كرّت و خشك كنند و درزهاى سرش را به گل حكمت استوار كنند و مثل كوزهء آبگينه گران آتشدانى سازند و حقّه را در وى نهند و مقدار نيم دور آتشى نرم مىدهند و بگذارند تا سرد شود ، سرش بگشايند .
بدين تدبير رنگ فيروزهء ابو اسحاقى گرفته باشد ، امّا حكّش سفيد باشد .
و درين ايّام معدنهاى نسابور مندرس و منطمس گشتهاند و منتفع به نيستند .
امّا از معدن كرمان بسيار مىخيزد به جانب ختاى مىبرند . و آن نيكو نيست . [
a
14 ]
فصل در منافع و خواصّ فيروزه
مشاهدهء فيروزه روشنايى چشم بيفزايد . پس در داروهاى